تبليغاتX
موسیقی بلوز-جز-راک
گیتار راک
 ۵۰ آلبومی كه موسیقی را متحول كردند
در یك نظر كلی آلبوم تعریفی است كه در قرن بیستم ظهور كرد. نام آلبوم به طور مشخص اولین بار در سال ۱۹۰۹ به كار گرفته شد، زمانی كه باله فندق شكن چایكوفسكی به صورت چهار دیسك دوطرفه در یك بسته ارائه شد. اولین جدول ده انتخاب اول این پدیده نوظهور موسیقی نیز برای اولین بار در تاریخ ۲۸ جولای ۱۹۵۶ در بریتانیا استفاده شد كه امسال وارد پنجاهمین سال آغاز به كار خود شده است.

در حالی كه تك آهنگ ها تاثیری زودگذر و ناپایدار داشتند، آلبوم ها توانستند با شكل پایدارتر خود نوعی میزان سنجش صحیح تر و دقیق تر را به موسیقی پاپ و راك وارد كنند. با تك نگاهی به مجموعه های یكدیگر، دوستی ها شكل گرفته اند، عشق ها شكوفا شده و گروه ها تاسیس شده اند.

مجموعه آلبوم های یك نفر نگاهی مختصر به شخصیت اوست: مانیفستی نشان دهنده عقیده او درباره هر آنچه با آن موافق یا مخالف است. قبل از جای گیری لیزر به جای سوزن، آلبوم ها ابعاد مختلفی داشتند. بازی بازی ای بودند با دو نیمه، سازه ای به سوی یك وقفه و این ابعاد مهمتر از تعداد آهنگ های سازنده آنها بود. حداقل آلبوم های خوب این چنین بودند. بعضی هنوز هم هستند، جز اینكه زمانی بیش از ۷۰ دقیقه دارند، خیلی بیشتر از اجدادشان. شیوه زندگی پیرامون آلبوم ها شكل می گرفت ، دوپینگ با آلبوم، عشق ورزی با آلبوم . آلبوم مورد علاقه ات را با ترس و لرز به كسی قرض می دادی، با تاسف آنها را جایگزین می كردی. این چیزی است كه نسل های جوان و نه چندان جوان از آلبوم به یاد می آورند. اما این همه چقدر طول خواهد كشید امروزه به آلبوم ها بلكه آهنگ های مورد علاقه دانلود می شوند.

سیستم های پخش موسیقی برنامه هایی مانند درست كردن لیست آهنگ های مورد علاقه، یا پخش تصادفی Random دارند و شنوندگان از گذاردن یك ساعت یا بیشتر زمان برای یك هنرمند خسته شده اند. آلبوم به شكلی كه ما امروزه می شناسیم بیشتر از ۵۰ سال دیگر دوام نخواهد داشت، یا حتی ۱۰ سال.

اما همچون یك نقاش كه آثارش را در قالب گروهی در یك گالری نمایش می دهد، آهنگ ها نیز همچنان براساس موضوع یا زمانشان در دسته هایی طبقه بندی شده و همگی به نوعی مانند الگوی اولیه باله فندق شكن ارائه خواهند شد. در این صفحات ۵۰ عدد از این مجموعه وجود دارند كه با خط سیر نزولی به ترتیب اهمیت دسته بندی شده اند، آلبوم هایی كه هر كدام تحولی عظیم در جریان زمان خود به وجود آورده و بدون آنها گروه ها یا حتی سبك ها پدیدار نمی شدند.

اینها مجموعه ای آهنگ هستند كه مهمترین و ماندگار ترین تاثیرات را بر موسیقی گذارده اند. انتخاب تنها ۵۰ آلبوم كار بسیار دشواری بود. چرا باید NWA باشد و پابلیك انمی نه شاید بدین دلیل كه تاثیر اولی فراگیرتر بوده است.

چرا Fairport Convention انتخاب شده و The Incredible String Band نه زیرا ما مجبور بودیم مستقیم به سمت آلبومی برویم كه تغییر اساسی در فولك راك بریتانیایی ایجاد كرده است و بالاخره اینكه چرا رولینگ استونز در بین آنها نیست زیرا با وجود باشكوه بودنشان، آنها بیشتر فرم موسیقی از پیش داده شده را برداشته و در مسیر آن حركت كرده اند تا اینكه شكلی اساسا جدید ابداع كنند.

۱ ولوت آندر گراند و نیكو: ولوت آندر گراند و نیكو ۱۹۶۷
این آلبوم اگرچه در ابتدا فروش اندكی داشت، به تدریج تبدیل به تاثیرگذارترین آلبوم راك تاكنون شد. این اولین آلبوم سبك آرت راك دارای فضایی خیال انگیز، تخدیری و افسانه ای قطعه «صبح یكشنبه» بوده كه با آزمون های تجربی شنیداری نو و انعطاف ناپذیری درآمیخته و با طرح مشهور اندی وارهول «موز» آراسته شده است. اشعار لورید دنیای بی پروا و هرزه نیویورك زمان وارهول را نمایش می دهند، جایی كه مواد مخدر و تجربه های تازه فردی حرف اول را می زند. دنیایی تكان دهنده و میخكوب كننده. بدون این آلبوم افرادی مانند دیوید بووی، راكسی موزیك، Siouxsie و بسیاری دیگر به وجود نمی آمدند.

۲ بیتلز: Sgt Pepperشs Lonely Hearts Club Band ۱۹۶۷

هستند كسانی كه آلبوم هایی مانند هفت تیر ۱۹۶۶ یا آلبوم سپید ۱۹۶۸ را به عنوان برترین اثر گروه بیتلز انتخاب كنند. اما این آلبوم قالب كوچك تر و اختصاصی تری برای موسیقی پاپ به عنوان یك شكل هنری ایجاد كرد كه تا قبل از آن كالای احمقانه، بی اهمیت و ناپایداری برای نوجوان ها بود. در زمانی كه گروه های پاپ به شكلی مصنوعی و قالبی كارهای یكدیگر را كپی می كردند، ملودی های روان پل مك كارتنی كه جورج مارتین آن را تولید كرد مجموعه ای از اصوات را پدید آورد كه نشان می داد آزمودن ناآزموده ها نه تنها به خلق ایده های جدید منجر می شود بلكه موفقیت اقتصادی چشمگیر و همیشگی را به دنبال دارد. این آلبوم، موسیقی دهه ۶۰ را تعریف كرده و به سبكی كه اصطلاحا به راك سپید معروف است، اعتبار بخشیده است. بدون این آلبوم، موسیقی پاپ ماهیتی متفاوت پیدا می كرد.

3 كرافت ورك: Trans Europe Express ۱۹۷۷
در بحبوحه غوغای موسیقی پانك، این آلبوم خلاقانه، متفكرانه، یكدست و تركیبی تاثیر بسیاری بر هم عصرانش گذارد. موسیقی كرافت ورك از دل ایده ها و تجهیزاتی بیرون می آمد كه بیشتر مرهون علم و فلسفه بودند تا هنر و سرگرمی. این آلبوم كه نوعی سرود پیروزی برای زیبایی جنبش ما شینیسم از یك سو و تمدن اروپایی تبار از سویی دیگر به شمار می آمد، اثری عالی و پر از تحرك بود. روشنفكران آلمانی كرافت ورك با به خدمت گرفتن موسیقی سیاهان آمریكا، سبك موسیقی الكترونیك جدید را به اوج خود رساندند.
بدون این آلبوم تكنو و هاوس هرگز به وجود نمی آمدند، پت شاپ بویز شكل نمی گرفت و… این فهرست بی انتها است.

۴ Straight Outta Compton: NWA ۱۹۸۹
NWA همچون پابلیك انمی اما با چشم اندازی سیاه تر با نگاه صریح و خشن خود به آشكار ساختن واقعیات فرهنگ گانگستری غرب وحشی پرداخت. موسیقی این گروه با گزارش های شنیداری نظیر شلیك گلوله، بی سیم پلیس و آژیرها همراه بود. آلبوم Compton سرآغاز سبكی از موسیقی است كه موفق ترین در ۲۰ سال اخیر به شمار می رود: گانگستر رپ. سبكی كه محصول كاملا جدیدی به دنیا عرضه كرد و همچنین به طرفداران خود جرات اعتراض به شرایط روز داد كه باعث بروز آشوب های سال ۱۹۹۲ در لس آنجلس شد.
آهنگ های این آلبوم سراسر انتقاد و اعتراض نسبت به دستگاه های دولتی به خصوص پلیس FBI است.
بدون این آلبوم گروه هایی مانند امینم و فیفتی سنت به وجود نمی آمد.

۵ رابرت جانسون: King of the Delta Blues Singers ۱۹۶۱
به گفته اریك كلاپتون، رابرت جانسون مهم ترین خواننده سبك بلوز تا به امروز است. جانسون فردی به شدت منزوی بود، كه زندگی كوتاه و مرگ اسرارآمیزش او را تبدیل به اسطوره كرد. در مورد او گفته شده است كه روحش را در ازای قدرت انگشتانش در یكی از جاده های می سی سی پی به شیطان فروخت جانسون تنها ۲۹ آهنگ ضبط كرد، اما این آلبوم به سرعت به سنگ محك بلوز بریتانیایی تبدیل شد.
بدون این آلبوم گروه هایی مانند رولینگ استونز، كریم و لدزپلین به وجود نمی آمدند.

۶ ماروین گای: Whatشs going on ۱۹۷۱
مسیر كاری ماروین گای هیچ گاه نشانی از آن نداشت كه او روزی آلبومی ارائه دهد كه درگیر مسائلی مانند حقوق بشر، جنگ ویتنام یا یهودیت باشد. در آلبوم Whatشs going on علاوه بر مضامین، موسیقی و صدای تیز خود او نیز شگفت انگیز است. این آلبوم به نوعی سرآغاز حركت به سوی آگاهی دادن های اجتماعی به شمار می آید. بدون این آلبوم گروه هایی مانند Innervisions استیوی واندر یا سوپر فلای كورتیس میفیلد به وجود نمی آمدند.

۷ پتی اسمیث: اسب ها ۱۹۷۵
چه كسی می پنداشت آغازكننده بخشی از پانك راك یك دختر باشد او یك شاعر، غیرمتجانس با محیط و اهل نیویورك بود. پتی روح كیت ریچاردز و باب دیلن را در قالب زنانه خود زنده كرد و با آلبومی عجیب، هیجان آلود و تب زده مشعل پانك نیویورك را روشنایی بخشید. طرح روی جلد این آلبوم، پتی را با چهره ای سنگ شده و مردانه نشان می دهد كه به تماشاگر زل زده است. این طراحی تاثیر قاطعی بر نوع برخورد صنعت موسیقی با هنرمندان زن گذارد. بدون این آلبوم گروه هایی مانند REM، پی جی هاروی و ریزر لایت شكل نمی گرفتند و ستارگان زن موسیقی پاپ مانند مدونا به وجود نمی آمدند.

۸ باب دیلن: Bringing it all back Home ۱۹۶۵
اولین آلبوم فولك راك شاید. به طور قطع اولین نشانه های ظهور شاهكاری كه بعدها به نام Like a Rolling Stone پدیدار شد. این آلبوم كه در سال های اوج پاپ راك ارائه شد، اشعار وهم آلود را با موسیقی راك اندرول درآمیخت. در آهنگ افتتاحیه آلبوم، دیلن هم ادای احترامی به چاك بری و بیتس كرده و هم به شكل پیش دستانه به استفاده از بازی كلمات مانند آنچه در موسیقی رپ می شنویم، پرداخته است. بدون این آلبوم راك مدرن كه خود دیلن توسط این آلبوم و آلبوم Highway 61 Revisited اختراع كرد به وجود نمی آمد.

۹ الویس پریسلی: الویس پریسلی ۱۹۵۶
نخستین آلبوم سلطان پاپ در واقع نخستین مثالی است كه چطور با وارد شدن به دنیای شور و شوق مخاطب جوان می توان به پول رسید با شیوع بیماری «پریسلی پرستی» كمپانی RCA به طور همزمان آلبوم ها، تك آهنگ ها و صفحه هایی را منتشر كرد كه روی جلد همه آنها چهره پریسلی نقش بسته بود. فروش این آلبوم برای اولین بار مرز میلیون دلار را برای كمپانی ها ترسیم كرد.
بدون این آلبوم نه King به وجود می آمد، نه جنون راك اندرول و شاید نه اولین آلبوم بیتلز.

۱۰ بیچ بویز: Pet Sounds ۱۹۶۶
آلبوم «صدای حیوانات» با جایگزین شدن با آلبوم Sgt Pepperشs بیتلز به نظر بسیاری از منتقدان به عنوان برترین آلبوم در تمامی زمان ها انتخاب شده است. این آلبوم زمانی كه سایر اعضای گروه در تور به سر می بردند، توسط برایان ویلسون یكی از اعضای گروه در خلوت ساخته شد، بنابراین بیشتر باید یك آلبوم تك نفره محسوب شود. زیبایی این آلبوم فقط در نبوغ آهنگسازی و ابداعات نوازندگی خلاصه نمی شود، بلكه صدای بی نظیر خواننده و اشعار غمگین و باشكوه، به زیبایی آن افزوده است. بدون این آلبوم از كجا می توان شروع كرد گروه بیتلز تاثیر این آلبوم را بر آثار خود تصدیق كرده اند. باب دیلن نیز صدای ویلسون را بسیار ستوده و آن را اعجاب انگیز می داند.

11 دیوید بووی: The rise and fall of ziggy stardust and the spiders form mars ۱۹۷۲
تركیب انقلابی هارد راك و Glam pop نگاه و احساسی فرازمینی به آلبوم دیوید بووی و همزاد لوندش ziggy داده است. تاثیر این آلبوم فقط در پیدایش مد موهای نارنجی رنگ فضانوردان عنكبوت مانند نبود، بلكه مهمتر از آن، آموزش خلق كردن مجموعه ای از عكس و تصویر بود كه بتواند طرفداران را شیفته خود كند. بدون این آلبوم گروه های بزرگی مانند سكس پیستونز، پرنیس، دوران دوران، بوی جورج، كیس، بن جووی البته آهنگی مانند Bohemian Rhapsody به وجود نمی آمدند.

۱۲ مایلز دیویس: Kind of Blue ۱۹۵۹
نمونه كمیابی از تحول در موسیقی كه تقریبا همه آن را می پسندیدند. آلبومی آرام و دوست داشتنی كه از سبك موسیقی رایج زمان خود Hard Pop فاصله بسیاری گرفت. اثرات این آلبوم بر اسلوب موسیقی ایجاد سبكی تازه، مطبوع، دست یافتنی و به طرز عجیبی پر معنی بود. سایرین استفاده های بسیاری از این سبك كرده و «مدال جز» براساس دستور العمل آن به وجود آمد.
بدون این آلبوم صدای خوشایند و آشنای ترومپت در پس زمینه میلیون ها نمایش رادیویی و مستند تلویزیونی شنیده نمی شد.

۱۳ فرانك سیناترا: Songs for swiging lovers ۱۹۵۶
سال قبل از این آلبوم سیناترا اثری ارائه داد كه آن را اولین آلبوم مفهومی پاپ می دانند و آلبوم سال ۵۶ در واقع متمم و مكمل آن به شمار می آید. مجموعه ای از سرود های شاد درباره عشق. اجراهای زیبا و نشاط انگیز آهنگ هایی مانند Iصve got you under my skin از یك سو معرف شخصیت دوست داشتنی سیناترا بود و از طرف دیگر آلبوم را به صدر اولین جدول برترین آلبوم های انگلستان كشاند. بدون این آلبوم ایده «خواننده به عنوان مترجم آهنگ» شكل نمی گرفت.

۱۴ جانی میچل: آبی ۱۹۷۱
اگرچه آلبوم كارول كینگ در این دوره به عنوان پرفروش ترین آلبوم معرفی شد، آلبوم آبی تاثیرات بسیار قوی تری بر موسیقی راك اوایل دهه هفتاد گذارد. جانی بسیار صادقانه و صمیمانه احساسات خود را درباره عشق، خیانت و ناامنی های احساسی با مخاطب در میان می گذاشت. اشعار ساده، لطیف و ماهرانه این آلبوم آن را به عنوان الگویی برای نوعی بازگویی احساسات زنانه قرار داد. بدون این آلبوم افرادی مانند توری آموس و فیونا اپل ظهور نمی كردند. این آلبوم تاثیر قابل توجهی نیز بر آثار اولیه الویس كاستلو و پرنیس داشته است.

۱۵ برایان انو: Discreet Music ۱۹۷۵
گفته می شود كه برایان انو لحظه ای كه در بیمارستان بستری بود و توانایی دسترسی به رادیویی كه صدایش را خیلی آهسته و از دور می شنید، نداشت به نوعی ابداع دست زد كه می توان نام موسیقی محیط را به آن داد. این ابداع نه تنها شرایط او را در گروه راكسی موزیك تغییر داد، بلكه زمینه پیدایش موسیقی الكترونیك راك را فراهم كرد. بدون این آلبوم، افرادی مثل ویلیام اربیت، ارب و جوانا مولینا وجود نداشتند و صداهای انعكاسی گیتار در آثار U2 به وجود نمی آمدند و آهنگ Low or Heroes دیوید بووی ساخته نمی شد.

۱۶ آرثا فرانكلین: هیچ گاه مردی را مانند تو دوست نداشتم ۱۹۶۷

«ا. ح. ت. ر. ا.م. معنای این كلمه را در درون من كشف كن.» آیا شعری قوی تر از این را در میان اشعار سرایندگان زن دیده اید فرانكلین با آلبوم خود یك باره در تمامی احساسش را به روی مخاطبش گشود و خیلی زود خود و آلبومش را به الگوهای افتخار سیاهان آمریكایی تبدیل كرد. بدون این آلبوم افرادی مانند تینا ترنر، ماریا كری و بسیاری دیگر به وجود نمی آمدند.

17 Raw Power :The stooges ۱۹۷۳
این آلبوم توسط دیوید بووی تهیه شد و او همچنین كسی بود كه به تشكیل دوباره گروه كمك فراوانی كرد. گروه البته به دلیل اجراهای زنده دو آلبوم اولش تبدیل به افسانه شد، اما Raw Power با وجود فروش كمی كه در ابتدا داشت، مدتی بعد از طرف تمامی گروه های پانك بریتانیایی به تاثیر گذار ترین آلبوم در این سبك معرفی شد. بدون این آلبوم پانك جایگاه ویژه ای در بریتانیا نداشت و گروه هایی مانند سكس پیستونز كه آهنگ NOFUN را نیز دوباره اجرا كرد و بعد ها رایت استراپز به وجود نمی آمدند.

در یك نظر كلی آلبوم تعریفی است كه در قرن بیستم۱۸ London Calling: The Clash ۱۹۷۹
بهترین آلبوم پانك یا ناقوس مرگ آن در این آلبوم دوگانه، The Clash ریشه های راك خود را با علاقه اش به موسیقی لاتین درآمیخت و از دنیایی كه در آن به وجود آمده بود فاصله گرفت. این آلبومی بود كه به پانك كه تاكنون به عنوان موجی بدقلق و جنون آمیز به شمار می آمد سندیت داد. این آلبوم با پرداختن به موضوعاتی مانند جنگ های داخلی اسپانیا دیدگاه های سیاسی چپ گرایانه را به درون موسیقی مد روز پانك وارد كرد. بدون این آلبوم گروه هایی مانند Maniac Street Preachers، گرین دی یارانسید تشكیل نمی شدند. آیا واقعا علاقه به موسیقی لاتین بدون وجود این آلبوم تا این حد افزایش می یافت

۱۹ مری جی بلیج: Whatصs the ۴۱۱ ۱۹۹۲
قبل از مری، سبك B&R هنوز قاطعانه به عنوان بخشی از Soul و جز به شمار می آمد. ظهور هیپ هاپ، این آلبوم بلیج و آثار استاد او P Diddy عواملی بودند كه به B&R جایگاهی قابل توجه داده و آن را معرفی كردند.
بدون این آلبوم B&R و Soul از یكدیگر جدا نمی شدند و به همین دلیل گروه هایی مانند TLC، بیانس، آشانتی و بسیاری دیگر به وجود نمی آمدند.

۲۰ Sweetheart of the: The Byrds Rodeo ۱۹۶۸
به گفته بسیاری این آلبوم توانست با خلق یك موجود پیوندی به نام كانتری راك، مانع فرهنگی بین دو گروه اسیدی های موبلند صلح طلب موعظه گر و پرچمداران جوانان خوب قدیمی را از میان بردارد. پیوند صداهای ناهموار گیتار و صدای نرم و یكنواخت خواننده، همراه با سنت های موسیقی كانتری تمام نگاه ها را نسبت به این دو جریان مخالف تغییر داد. گروه حتی به خاطر آهنگ Grand ole opry موهایشان را كوتاه كردند. بدون این آلبوم آهنگ هایی مانند هتل كالیفرنیا و افرادی مانند ویلی نلسون و شانیا تواین به وجود نمی آمدند.
۲۱ اسپایس گرلز: اسپایس ۱۹۹۶
از لحاظ موسیقایی «اسپایس» نسخه ای اصلی و بدیع نبود، اما سبك Power Girl آن مورد توجه قرار گرفت و نسلی از بیست ساله ها را معرفی كرد كه جای خود را خیلی زود در بازار موسیقی پیدا كردند. بدون این آلبوم كم سن و سال ها مورد تایید و توجه دنیای موسیقی قرار نمی گرفتند.
منبع: آبزرور

منبع:
http://www.sharghnewspaper.com/850604/html/music.htm
|+| نوشته شده توسط عباس در دوشنبه یازدهم دی 1385  |
 ۵۰ آلبومی كه موسیقی را متحول كردند
در یك نظر كلی آلبوم تعریفی است كه در قرن بیستم ظهور كرد. نام آلبوم به طور مشخص اولین بار در سال ۱۹۰۹ به كار گرفته شد، زمانی كه باله فندق شكن چایكوفسكی به صورت چهار دیسك دوطرفه در یك بسته ارائه شد. اولین جدول ده انتخاب اول این پدیده نوظهور موسیقی نیز برای اولین بار در تاریخ ۲۸ جولای ۱۹۵۶ در بریتانیا استفاده شد كه امسال وارد پنجاهمین سال آغاز به كار خود شده است.

در حالی كه تك آهنگ ها تاثیری زودگذر و ناپایدار داشتند، آلبوم ها توانستند با شكل پایدارتر خود نوعی میزان سنجش صحیح تر و دقیق تر را به موسیقی پاپ و راك وارد كنند. با تك نگاهی به مجموعه های یكدیگر، دوستی ها شكل گرفته اند، عشق ها شكوفا شده و گروه ها تاسیس شده اند.

مجموعه آلبوم های یك نفر نگاهی مختصر به شخصیت اوست: مانیفستی نشان دهنده عقیده او درباره هر آنچه با آن موافق یا مخالف است. قبل از جای گیری لیزر به جای سوزن، آلبوم ها ابعاد مختلفی داشتند. بازی بازی ای بودند با دو نیمه، سازه ای به سوی یك وقفه و این ابعاد مهمتر از تعداد آهنگ های سازنده آنها بود. حداقل آلبوم های خوب این چنین بودند. بعضی هنوز هم هستند، جز اینكه زمانی بیش از ۷۰ دقیقه دارند، خیلی بیشتر از اجدادشان. شیوه زندگی پیرامون آلبوم ها شكل می گرفت ، دوپینگ با آلبوم، عشق ورزی با آلبوم . آلبوم مورد علاقه ات را با ترس و لرز به كسی قرض می دادی، با تاسف آنها را جایگزین می كردی. این چیزی است كه نسل های جوان و نه چندان جوان از آلبوم به یاد می آورند. اما این همه چقدر طول خواهد كشید امروزه به آلبوم ها بلكه آهنگ های مورد علاقه دانلود می شوند.

سیستم های پخش موسیقی برنامه هایی مانند درست كردن لیست آهنگ های مورد علاقه، یا پخش تصادفی Random دارند و شنوندگان از گذاردن یك ساعت یا بیشتر زمان برای یك هنرمند خسته شده اند. آلبوم به شكلی كه ما امروزه می شناسیم بیشتر از ۵۰ سال دیگر دوام نخواهد داشت، یا حتی ۱۰ سال.

اما همچون یك نقاش كه آثارش را در قالب گروهی در یك گالری نمایش می دهد، آهنگ ها نیز همچنان براساس موضوع یا زمانشان در دسته هایی طبقه بندی شده و همگی به نوعی مانند الگوی اولیه باله فندق شكن ارائه خواهند شد. در این صفحات ۵۰ عدد از این مجموعه وجود دارند كه با خط سیر نزولی به ترتیب اهمیت دسته بندی شده اند، آلبوم هایی كه هر كدام تحولی عظیم در جریان زمان خود به وجود آورده و بدون آنها گروه ها یا حتی سبك ها پدیدار نمی شدند.

اینها مجموعه ای آهنگ هستند كه مهمترین و ماندگار ترین تاثیرات را بر موسیقی گذارده اند. انتخاب تنها ۵۰ آلبوم كار بسیار دشواری بود. چرا باید NWA باشد و پابلیك انمی نه شاید بدین دلیل كه تاثیر اولی فراگیرتر بوده است.

چرا Fairport Convention انتخاب شده و The Incredible String Band نه زیرا ما مجبور بودیم مستقیم به سمت آلبومی برویم كه تغییر اساسی در فولك راك بریتانیایی ایجاد كرده است و بالاخره اینكه چرا رولینگ استونز در بین آنها نیست زیرا با وجود باشكوه بودنشان، آنها بیشتر فرم موسیقی از پیش داده شده را برداشته و در مسیر آن حركت كرده اند تا اینكه شكلی اساسا جدید ابداع كنند.

۱ ولوت آندر گراند و نیكو: ولوت آندر گراند و نیكو ۱۹۶۷
این آلبوم اگرچه در ابتدا فروش اندكی داشت، به تدریج تبدیل به تاثیرگذارترین آلبوم راك تاكنون شد. این اولین آلبوم سبك آرت راك دارای فضایی خیال انگیز، تخدیری و افسانه ای قطعه «صبح یكشنبه» بوده كه با آزمون های تجربی شنیداری نو و انعطاف ناپذیری درآمیخته و با طرح مشهور اندی وارهول «موز» آراسته شده است. اشعار لورید دنیای بی پروا و هرزه نیویورك زمان وارهول را نمایش می دهند، جایی كه مواد مخدر و تجربه های تازه فردی حرف اول را می زند. دنیایی تكان دهنده و میخكوب كننده. بدون این آلبوم افرادی مانند دیوید بووی، راكسی موزیك، Siouxsie و بسیاری دیگر به وجود نمی آمدند.

۲ بیتلز: Sgt Pepperشs Lonely Hearts Club Band ۱۹۶۷

هستند كسانی كه آلبوم هایی مانند هفت تیر ۱۹۶۶ یا آلبوم سپید ۱۹۶۸ را به عنوان برترین اثر گروه بیتلز انتخاب كنند. اما این آلبوم قالب كوچك تر و اختصاصی تری برای موسیقی پاپ به عنوان یك شكل هنری ایجاد كرد كه تا قبل از آن كالای احمقانه، بی اهمیت و ناپایداری برای نوجوان ها بود. در زمانی كه گروه های پاپ به شكلی مصنوعی و قالبی كارهای یكدیگر را كپی می كردند، ملودی های روان پل مك كارتنی كه جورج مارتین آن را تولید كرد مجموعه ای از اصوات را پدید آورد كه نشان می داد آزمودن ناآزموده ها نه تنها به خلق ایده های جدید منجر می شود بلكه موفقیت اقتصادی چشمگیر و همیشگی را به دنبال دارد. این آلبوم، موسیقی دهه ۶۰ را تعریف كرده و به سبكی كه اصطلاحا به راك سپید معروف است، اعتبار بخشیده است. بدون این آلبوم، موسیقی پاپ ماهیتی متفاوت پیدا می كرد.

3 كرافت ورك: Trans Europe Express ۱۹۷۷
در بحبوحه غوغای موسیقی پانك، این آلبوم خلاقانه، متفكرانه، یكدست و تركیبی تاثیر بسیاری بر هم عصرانش گذارد. موسیقی كرافت ورك از دل ایده ها و تجهیزاتی بیرون می آمد كه بیشتر مرهون علم و فلسفه بودند تا هنر و سرگرمی. این آلبوم كه نوعی سرود پیروزی برای زیبایی جنبش ما شینیسم از یك سو و تمدن اروپایی تبار از سویی دیگر به شمار می آمد، اثری عالی و پر از تحرك بود. روشنفكران آلمانی كرافت ورك با به خدمت گرفتن موسیقی سیاهان آمریكا، سبك موسیقی الكترونیك جدید را به اوج خود رساندند.
بدون این آلبوم تكنو و هاوس هرگز به وجود نمی آمدند، پت شاپ بویز شكل نمی گرفت و… این فهرست بی انتها است.

۴ Straight Outta Compton: NWA ۱۹۸۹
NWA همچون پابلیك انمی اما با چشم اندازی سیاه تر با نگاه صریح و خشن خود به آشكار ساختن واقعیات فرهنگ گانگستری غرب وحشی پرداخت. موسیقی این گروه با گزارش های شنیداری نظیر شلیك گلوله، بی سیم پلیس و آژیرها همراه بود. آلبوم Compton سرآغاز سبكی از موسیقی است كه موفق ترین در ۲۰ سال اخیر به شمار می رود: گانگستر رپ. سبكی كه محصول كاملا جدیدی به دنیا عرضه كرد و همچنین به طرفداران خود جرات اعتراض به شرایط روز داد كه باعث بروز آشوب های سال ۱۹۹۲ در لس آنجلس شد.
آهنگ های این آلبوم سراسر انتقاد و اعتراض نسبت به دستگاه های دولتی به خصوص پلیس FBI است.
بدون این آلبوم گروه هایی مانند امینم و فیفتی سنت به وجود نمی آمد.

۵ رابرت جانسون: King of the Delta Blues Singers ۱۹۶۱
به گفته اریك كلاپتون، رابرت جانسون مهم ترین خواننده سبك بلوز تا به امروز است. جانسون فردی به شدت منزوی بود، كه زندگی كوتاه و مرگ اسرارآمیزش او را تبدیل به اسطوره كرد. در مورد او گفته شده است كه روحش را در ازای قدرت انگشتانش در یكی از جاده های می سی سی پی به شیطان فروخت جانسون تنها ۲۹ آهنگ ضبط كرد، اما این آلبوم به سرعت به سنگ محك بلوز بریتانیایی تبدیل شد.
بدون این آلبوم گروه هایی مانند رولینگ استونز، كریم و لدزپلین به وجود نمی آمدند.

۶ ماروین گای: Whatشs going on ۱۹۷۱
مسیر كاری ماروین گای هیچ گاه نشانی از آن نداشت كه او روزی آلبومی ارائه دهد كه درگیر مسائلی مانند حقوق بشر، جنگ ویتنام یا یهودیت باشد. در آلبوم Whatشs going on علاوه بر مضامین، موسیقی و صدای تیز خود او نیز شگفت انگیز است. این آلبوم به نوعی سرآغاز حركت به سوی آگاهی دادن های اجتماعی به شمار می آید. بدون این آلبوم گروه هایی مانند Innervisions استیوی واندر یا سوپر فلای كورتیس میفیلد به وجود نمی آمدند.

۷ پتی اسمیث: اسب ها ۱۹۷۵
چه كسی می پنداشت آغازكننده بخشی از پانك راك یك دختر باشد او یك شاعر، غیرمتجانس با محیط و اهل نیویورك بود. پتی روح كیت ریچاردز و باب دیلن را در قالب زنانه خود زنده كرد و با آلبومی عجیب، هیجان آلود و تب زده مشعل پانك نیویورك را روشنایی بخشید. طرح روی جلد این آلبوم، پتی را با چهره ای سنگ شده و مردانه نشان می دهد كه به تماشاگر زل زده است. این طراحی تاثیر قاطعی بر نوع برخورد صنعت موسیقی با هنرمندان زن گذارد. بدون این آلبوم گروه هایی مانند REM، پی جی هاروی و ریزر لایت شكل نمی گرفتند و ستارگان زن موسیقی پاپ مانند مدونا به وجود نمی آمدند.

۸ باب دیلن: Bringing it all back Home ۱۹۶۵
اولین آلبوم فولك راك شاید. به طور قطع اولین نشانه های ظهور شاهكاری كه بعدها به نام Like a Rolling Stone پدیدار شد. این آلبوم كه در سال های اوج پاپ راك ارائه شد، اشعار وهم آلود را با موسیقی راك اندرول درآمیخت. در آهنگ افتتاحیه آلبوم، دیلن هم ادای احترامی به چاك بری و بیتس كرده و هم به شكل پیش دستانه به استفاده از بازی كلمات مانند آنچه در موسیقی رپ می شنویم، پرداخته است. بدون این آلبوم راك مدرن كه خود دیلن توسط این آلبوم و آلبوم Highway 61 Revisited اختراع كرد به وجود نمی آمد.

۹ الویس پریسلی: الویس پریسلی ۱۹۵۶
نخستین آلبوم سلطان پاپ در واقع نخستین مثالی است كه چطور با وارد شدن به دنیای شور و شوق مخاطب جوان می توان به پول رسید با شیوع بیماری «پریسلی پرستی» كمپانی RCA به طور همزمان آلبوم ها، تك آهنگ ها و صفحه هایی را منتشر كرد كه روی جلد همه آنها چهره پریسلی نقش بسته بود. فروش این آلبوم برای اولین بار مرز میلیون دلار را برای كمپانی ها ترسیم كرد.
بدون این آلبوم نه King به وجود می آمد، نه جنون راك اندرول و شاید نه اولین آلبوم بیتلز.

۱۰ بیچ بویز: Pet Sounds ۱۹۶۶
آلبوم «صدای حیوانات» با جایگزین شدن با آلبوم Sgt Pepperشs بیتلز به نظر بسیاری از منتقدان به عنوان برترین آلبوم در تمامی زمان ها انتخاب شده است. این آلبوم زمانی كه سایر اعضای گروه در تور به سر می بردند، توسط برایان ویلسون یكی از اعضای گروه در خلوت ساخته شد، بنابراین بیشتر باید یك آلبوم تك نفره محسوب شود. زیبایی این آلبوم فقط در نبوغ آهنگسازی و ابداعات نوازندگی خلاصه نمی شود، بلكه صدای بی نظیر خواننده و اشعار غمگین و باشكوه، به زیبایی آن افزوده است. بدون این آلبوم از كجا می توان شروع كرد گروه بیتلز تاثیر این آلبوم را بر آثار خود تصدیق كرده اند. باب دیلن نیز صدای ویلسون را بسیار ستوده و آن را اعجاب انگیز می داند.

11 دیوید بووی: The rise and fall of ziggy stardust and the spiders form mars ۱۹۷۲
تركیب انقلابی هارد راك و Glam pop نگاه و احساسی فرازمینی به آلبوم دیوید بووی و همزاد لوندش ziggy داده است. تاثیر این آلبوم فقط در پیدایش مد موهای نارنجی رنگ فضانوردان عنكبوت مانند نبود، بلكه مهمتر از آن، آموزش خلق كردن مجموعه ای از عكس و تصویر بود كه بتواند طرفداران را شیفته خود كند. بدون این آلبوم گروه های بزرگی مانند سكس پیستونز، پرنیس، دوران دوران، بوی جورج، كیس، بن جووی البته آهنگی مانند Bohemian Rhapsody به وجود نمی آمدند.

۱۲ مایلز دیویس: Kind of Blue ۱۹۵۹
نمونه كمیابی از تحول در موسیقی كه تقریبا همه آن را می پسندیدند. آلبومی آرام و دوست داشتنی كه از سبك موسیقی رایج زمان خود Hard Pop فاصله بسیاری گرفت. اثرات این آلبوم بر اسلوب موسیقی ایجاد سبكی تازه، مطبوع، دست یافتنی و به طرز عجیبی پر معنی بود. سایرین استفاده های بسیاری از این سبك كرده و «مدال جز» براساس دستور العمل آن به وجود آمد.
بدون این آلبوم صدای خوشایند و آشنای ترومپت در پس زمینه میلیون ها نمایش رادیویی و مستند تلویزیونی شنیده نمی شد.

۱۳ فرانك سیناترا: Songs for swiging lovers ۱۹۵۶
سال قبل از این آلبوم سیناترا اثری ارائه داد كه آن را اولین آلبوم مفهومی پاپ می دانند و آلبوم سال ۵۶ در واقع متمم و مكمل آن به شمار می آید. مجموعه ای از سرود های شاد درباره عشق. اجراهای زیبا و نشاط انگیز آهنگ هایی مانند Iصve got you under my skin از یك سو معرف شخصیت دوست داشتنی سیناترا بود و از طرف دیگر آلبوم را به صدر اولین جدول برترین آلبوم های انگلستان كشاند. بدون این آلبوم ایده «خواننده به عنوان مترجم آهنگ» شكل نمی گرفت.

۱۴ جانی میچل: آبی ۱۹۷۱
اگرچه آلبوم كارول كینگ در این دوره به عنوان پرفروش ترین آلبوم معرفی شد، آلبوم آبی تاثیرات بسیار قوی تری بر موسیقی راك اوایل دهه هفتاد گذارد. جانی بسیار صادقانه و صمیمانه احساسات خود را درباره عشق، خیانت و ناامنی های احساسی با مخاطب در میان می گذاشت. اشعار ساده، لطیف و ماهرانه این آلبوم آن را به عنوان الگویی برای نوعی بازگویی احساسات زنانه قرار داد. بدون این آلبوم افرادی مانند توری آموس و فیونا اپل ظهور نمی كردند. این آلبوم تاثیر قابل توجهی نیز بر آثار اولیه الویس كاستلو و پرنیس داشته است.

۱۵ برایان انو: Discreet Music ۱۹۷۵
گفته می شود كه برایان انو لحظه ای كه در بیمارستان بستری بود و توانایی دسترسی به رادیویی كه صدایش را خیلی آهسته و از دور می شنید، نداشت به نوعی ابداع دست زد كه می توان نام موسیقی محیط را به آن داد. این ابداع نه تنها شرایط او را در گروه راكسی موزیك تغییر داد، بلكه زمینه پیدایش موسیقی الكترونیك راك را فراهم كرد. بدون این آلبوم، افرادی مثل ویلیام اربیت، ارب و جوانا مولینا وجود نداشتند و صداهای انعكاسی گیتار در آثار U2 به وجود نمی آمدند و آهنگ Low or Heroes دیوید بووی ساخته نمی شد.

۱۶ آرثا فرانكلین: هیچ گاه مردی را مانند تو دوست نداشتم ۱۹۶۷

«ا. ح. ت. ر. ا.م. معنای این كلمه را در درون من كشف كن.» آیا شعری قوی تر از این را در میان اشعار سرایندگان زن دیده اید فرانكلین با آلبوم خود یك باره در تمامی احساسش را به روی مخاطبش گشود و خیلی زود خود و آلبومش را به الگوهای افتخار سیاهان آمریكایی تبدیل كرد. بدون این آلبوم افرادی مانند تینا ترنر، ماریا كری و بسیاری دیگر به وجود نمی آمدند.

17 Raw Power :The stooges ۱۹۷۳
این آلبوم توسط دیوید بووی تهیه شد و او همچنین كسی بود كه به تشكیل دوباره گروه كمك فراوانی كرد. گروه البته به دلیل اجراهای زنده دو آلبوم اولش تبدیل به افسانه شد، اما Raw Power با وجود فروش كمی كه در ابتدا داشت، مدتی بعد از طرف تمامی گروه های پانك بریتانیایی به تاثیر گذار ترین آلبوم در این سبك معرفی شد. بدون این آلبوم پانك جایگاه ویژه ای در بریتانیا نداشت و گروه هایی مانند سكس پیستونز كه آهنگ NOFUN را نیز دوباره اجرا كرد و بعد ها رایت استراپز به وجود نمی آمدند.

در یك نظر كلی آلبوم تعریفی است كه در قرن بیستم۱۸ London Calling: The Clash ۱۹۷۹
بهترین آلبوم پانك یا ناقوس مرگ آن در این آلبوم دوگانه، The Clash ریشه های راك خود را با علاقه اش به موسیقی لاتین درآمیخت و از دنیایی كه در آن به وجود آمده بود فاصله گرفت. این آلبومی بود كه به پانك كه تاكنون به عنوان موجی بدقلق و جنون آمیز به شمار می آمد سندیت داد. این آلبوم با پرداختن به موضوعاتی مانند جنگ های داخلی اسپانیا دیدگاه های سیاسی چپ گرایانه را به درون موسیقی مد روز پانك وارد كرد. بدون این آلبوم گروه هایی مانند Maniac Street Preachers، گرین دی یارانسید تشكیل نمی شدند. آیا واقعا علاقه به موسیقی لاتین بدون وجود این آلبوم تا این حد افزایش می یافت

۱۹ مری جی بلیج: Whatصs the ۴۱۱ ۱۹۹۲
قبل از مری، سبك B&R هنوز قاطعانه به عنوان بخشی از Soul و جز به شمار می آمد. ظهور هیپ هاپ، این آلبوم بلیج و آثار استاد او P Diddy عواملی بودند كه به B&R جایگاهی قابل توجه داده و آن را معرفی كردند.
بدون این آلبوم B&R و Soul از یكدیگر جدا نمی شدند و به همین دلیل گروه هایی مانند TLC، بیانس، آشانتی و بسیاری دیگر به وجود نمی آمدند.

۲۰ Sweetheart of the: The Byrds Rodeo ۱۹۶۸
به گفته بسیاری این آلبوم توانست با خلق یك موجود پیوندی به نام كانتری راك، مانع فرهنگی بین دو گروه اسیدی های موبلند صلح طلب موعظه گر و پرچمداران جوانان خوب قدیمی را از میان بردارد. پیوند صداهای ناهموار گیتار و صدای نرم و یكنواخت خواننده، همراه با سنت های موسیقی كانتری تمام نگاه ها را نسبت به این دو جریان مخالف تغییر داد. گروه حتی به خاطر آهنگ Grand ole opry موهایشان را كوتاه كردند. بدون این آلبوم آهنگ هایی مانند هتل كالیفرنیا و افرادی مانند ویلی نلسون و شانیا تواین به وجود نمی آمدند.
۲۱ اسپایس گرلز: اسپایس ۱۹۹۶
از لحاظ موسیقایی «اسپایس» نسخه ای اصلی و بدیع نبود، اما سبك Power Girl آن مورد توجه قرار گرفت و نسلی از بیست ساله ها را معرفی كرد كه جای خود را خیلی زود در بازار موسیقی پیدا كردند. بدون این آلبوم كم سن و سال ها مورد تایید و توجه دنیای موسیقی قرار نمی گرفتند.
منبع: آبزرور

منبع:
http://www.sharghnewspaper.com/850604/html/music.htm
|+| نوشته شده توسط عباس در دوشنبه یازدهم دی 1385  |
 هنک ويليامز
هنک ويليامز بدون شک از پيشگامان و بزرگترين خوانندگان موسيقی کانتری و وسترن آمريکاست. سبک خاص نواختن گيتار، لحن تلخ، غمناک و اندوهگين و ملودی های ريتميک و تند از ويژگی های ترانه های اوست. ترانه های او از نظر مضمون غالبا بر دو دسته اند: ترانه های عاشقانه

( مثل Your cheatin’ heart) و ترانه های مذهبی که با الهام از اشعار مذهبی و سرودهای کليسائی اجرا شده اند (مثل I saw the light). صدای او بسيار محزون و دلگير و آوازهايش که با لحنی غمبار و پر از اندوه و درد خوانده می شود، تسلی بخش روح های زخم ديده و شکست خورده است، در عين حال که نوستالژي فيلم های وسترن و زندگی کابوی های تنها وعاشق را در دشتهای گرم و سوزان در خود دارد.

هنک ويليامز در طول عمر کوتاه خود 66 ترانه ساخت که برخی از آنها مثل I’m a rolling stone در زمره ترانه های ماندگار موسيقی فولکلوريک جهان به شمار می آيند. آلبوم ترانه های او امروز نيز پس از پنجاه سال که از مرگ او می گذرد بيش از نيم ميليون در سال فروش دارد.

مستند بی بی سی ( از سری برنامه های مستند Arena که به بيوگرافی هنرمندان، نويسندگان و چهره های مشهور اختصاص دارد) در باره او با عنوان « هنک ويليامز، هانکی تانک بلوز»

(Hank Williams: Honky Tonk Blues) ساخته مورگان نويل، يکی ازمعدود فيلم های مستندی است که در باره اين چهره بزرگ موسيقی کانتری آمريکا ساخته شده است.

علت اين امر شايد به خاطر مرگ زودهنگام هنک ويليامز در سن 29 سالگی باشد که مواد تصويری و صوتی اندکی از خود به جا گذاشته ومصالح لازم را برای ساختن فيلم مستند در اختيار فيلمسازان قرار نمی دهد. ( تنها حرفهای ضبط شده ای که از هنک ويليامز باقی مانده مربوط به صفحه ای است که از گفتگوی او با راديوی محلی WDMR45 پر شده است.)

با اين حال مورگان نويل ( سازنده مستند هائی در باره چارلی چاپلين، جان اشتاين بک و مادی واترز خواننده بزرگ بلوز) موفق شده است با همين تصاوير آرشيوی اندک و ترکيب آن با مصاحبه های مختلف، فيلم مستند جذابی برای بينندگان تلويزيون وعاشقان موسيقی کانتری و صدای جادوئی هنک ويليامز بسازد.

(من که از ديدن آن واقعا لذت بردم و بسياری از لحظات آن برايم يادآور خاطره فيلم های کلاسيک وسترن بود)

فيلم با نمای هوايی زيبائی از يک جاده شروع می شود که اتومبيل کاديلاک آبی رنگی در آن می راند و صدای هنک ويليامز سوم، نوه هنک ويليامز بزرگ را بر روی تصوير می شنويم که از مرگ پدربزرگش بر صندلی عقب اين کاديلاک قبل از سپيده دم روز اول سال نو 1953 می گويد.

کسی که هرگز پدربزرگش را نديده و هيچ خاطره ای از او در ذهن ندارد اما بيشترين تاثير را از سبک موسيقی او و حتی سبک لباس پوشيدن او(هنک ويليامز هميشه با کلاه و لباس کابويی برصحنه ظاهر می شد) گرفته است و در طول فيلم برخی از ترانه های محبوب او را با گروه کوچکش در استوديو اجرا می کند.

گفتگو با همسران هنک ويليامز، ادری ويليامز و بيلی جين، مادرش ليلی، دخترش جت و پسرش هنک ويليامز جونيور که هر دو راه پدر را دنبال کرده و اکنون از خوانندگان مشهور موسيقی کانتری اند، از قسمت های شنيدنی و جذاب فيلم است. همينطور گفتگو با برخی از دوستان و اعضای گروه موسيقی کانتری Drifter Cowboys که در اتومبيل های قديمی يا تراس خانه شان بر روی صندلی های راحتی نشسته اند و از خاطرات خود با ويليامز و خلاقيت های او سخن می گويند.

به علاوه فيلمساز نشان می دهد که هنک ويليامز نه تنها بر خوانندگان نسل اول راک، بلوز و کانتری مثل باب ديلن، ری چارلز و ويلی نلسون تاثير گذاشت، بلکه تاثير او همچنان بر خوانندگان نسل جديد چون نورا جونز و جيلين ولچ باقی است.

استفاده فيلمساز از حرکت اتومبيل در جاده به عنوان يک موتيف تصويری در لابلای فيلم تاکيدی است بر خصلت جاده ای موسيقی هنک ويليامز.

همينطور تکرار صدای بوق قطار که يادآور خاطره پدر اوست که مهندس قطار بود و هنک ويليامز در بسياری از ترانه های خود از او ياد کرده است.

يکی از زيباترين صحنه های فيلم، صحنه تالار موسيقی Grand Ole Opry است که هنک ويليامز روزی ترانه مشهور Long Gone Lonesome Blues را در آن خواند اما هيچ تصويری از اين اجرا در دست نيست و فيلمساز تنها به صدای ويليامز دسترسی داشته است.

اما او برای جبران اين خلا تصويری دوربين خود را در تالار خاموش و متروک به گردش در می آورد ودر حالی که از روی صندلی های خالی عبور می کند صدای کف زدن و تشويق جمعيت را می شنويم. از سوی ديگرفيلمساز با بازسازی تصوير سايه وارهنک ويليامز هنگام اجرای ترانه بر روی صحنه و استفاده از دوربين سوبژکتيو فضائی وهمناک و راز گونه خلق کرده که تاثير غيبت تصويری ويليامز را تشديد می کند.

با اين حال اگرچه فيلمساز شناخت نسبتا تازه ای را در مورد هنک ويليامز از طريق گفتگو ها ونماهای معدود آرشيوی و تحقيق وسيعی که در باره او انجام داده، ارائه می کند اما فيلم او غنای تصويری ، خلاقيت و شاعرانگی لازم اين گونه فيلم های مستند را ندارد، ضمن اينکه نمی تواند روح ترانه های سرشار از غم و درد ويليامز را ريشه يابی کرده و برملا سازد و در نهايت او همچنان برای ما به عنوان شخصيتی مبهم، رمزآلود و دست نيافتنی باقی می ماند.

منبع:
http://jahed.malakut.org/

www.hankwilliams.com

|+| نوشته شده توسط عباس در دوشنبه یازدهم دی 1385  |
 بررسی موسیقی Anathema
گروه Anathema آناتما از مرکز شهر ليورپول به تمام هوادارانش درود می‌فرستد. در تابستان سال ۱۹۹۰ گروهی ۵ نفره‌شان تشکيل شد. گروه در ابتدا با نام Pagan Angel شروع به فعاليت بهمراه صدای قوی و خشن خواننده نمود. آنها سبک نمونه دوم متال Doom Metal را با زمينه‌ بزرگی از تواناييهائی که در اختيار داشتند برگزيدند. گروه در نوامبر سال ۱۹۹۰ برای ضبط اولين آهنگ خود با نام An Iliad of Woes وارد استوديوئی محلی شدند.

با ارائه اين دمو در ژانويه سال ۱۹۹۱ آنان تصميم به عوض کردن نام گروه به Anathema آناتما گرفتند که برگرفته شده بود از عبارتی در کتاب مقدس به معنی لعنت خدا.

آناتما بوسيله اجرای مشترک با گروههائی نظير Bolt Thrower و Paradise Lost حمايت شد. در ميان همين اجراها پايگاهی جدی در ليورپول از طرفدارانشان شکل گرفت که آرام آرام و با گذشت زمان تا سراسر اروپا گسترش پيدا کرد. چند ماه بعد آنان با تمرينهای جديشان تصميم به ورود به همان استوديوی محلی برای ضبط اثر افسانه‌ای خود با نام All Faith is Lost را گرفتند. آلبومی با همين نام در جولای ۱۹۹۱ منتشر شد. آنها با عرضه اين آلبوم سروصدای جنجال‌برانگيزی در مجله‌ها و کلوپهای زيرزمينی ايجاد کردند که سود قابل توجهی نصيب آنها گرداند. آهنگ They Die از اين آلبوم در کشور سوئيس منتشر و بوسيله شرکت Witchunt Records ضبط شد که آنهم موفقيتهائی را برای آنها بهمراه داشت.


در اولين اجرای زنده گروه تمامی بليطها پيش‌فروش شد. شرکت Peaceville Records با آنها تماس برقرار کرد تا ضبط آهنگ Lovelorn Rhapsody را متحمل شود و در اکتبر سال ۱۹۹۲ منتشر شد. آناتما نام آلبوم بعدی خود را The Crestfallen EP نهادند و آنرا در نوامبر همان سال روانه بازار کردند. اين آلبوم توسط گروه Hammy تهيه شد. گروه بعد از انتشار اين آلبوم تصميم به برگزاری توری در انگلستان گرفت که از سوی گروه امريکائی Cannibal Corpse حمايت می‌شد. تور با هنرنمايی گروه آناتما به موفقيت بزرگی دست يافت. آنها در اين کنسرتها خيلی قوی ظاهر شدند. آناتما ديگر تبديل به يک گروه باهوش و فعال شده بود و به محض رهايی از پروژه‌ای، بسرعت درگير کار و ايده‌های جديد خودشان می‌شدند.



آلبوم Serenades در استوديوی آکادمی ضبط شد و در فوريه سال ۱۹۹۳ عرضه گشت. اين آلبوم بعنوان بهترين آلبوم ماه برگزيده شد و بخاطر آن نشان Metal Hammer را از آن خود کردند. حتی آلبومشان در شبکه عظيم تلويزيونی MTV هم بعنوان آلبوم ماه شناخته شد. با بدست آوردن اين افتخارات آناتما وارد Kerrang شد و شماره ۲ جدول موسيقی امريکا شدند. ويدئوی آهنگ Sweet Tears در کانال MTV طرفداران زيادی را به خود جذب کرد و باعث اضافه شدن هواداران آناتما گرديد.


گروه اقدام به برگزاری تور و شرکت در فستيوال و اجرای برنامه‌های پی‌در‌پی نمود که می‌توان از شرکت در ۱۵ تور و فستيوالهای کوتاه اروپائی و نمايش بهمراه گروه My Dying Bride و At The Gates بطور مشترک و چند اجرا با گروه At The Gates نام برد. آنها همچنين ظهور ويژه‌ای در برنامه Headbangers Ball که متعلق به شبکه MTV بود داشتند و پله‌پله به شهرت نزديک می‌شدند.

در ژانويه سال ۱۹۹۴ اولين تور کامل دور اروپای خود را به اجرا گذاشتند و در فستيوالهايی که در کشورهای رومانی، هلند و بلژيک برگزار می‌شد شرکت نمودند. در همان سال برای ضبط آلبومی کوچک که مدتهايی طولانی انتظارش را می‌کشيدند، وارد استوديو شدند. در آگوست آن سال برای اجرا در فستيوال Independant Rock که قرار بود در کشور برزيل و چند کشور اروپائی ديگر برگزار شود، شرکت نمودند.

پس از موفقيهای پی‌در‌پی، آلبوم بعدی آنها با نام Pentecost III با استقبال چندانی مواجه نشد که شکستی برای آناتمای ديگر معروف محسوب می‌شد. تا اينکه در ماه می سال ۱۹۹۵ تغييراتی در گروه داده شد. خواننده گروه Darren White آنها را ترک گفت و گروه مجبور به استخدام عضو جديد گرديد.

کار خوانندگی به دست گيتاريست گروه يعنی Vinnie Cavanagh سپرده شد. پس از انتشار اين آلبوم، گروه تصميم به برگزاری توری در انگلستان گرفت. با اين کار آنها اين شانس را به هوادارانشان دادند که تغيير سبک در خوانندگی را از نزديک لمس کنند. در اکتبر سال ۱۹۹۵ گروه اقدام به نشر آلبومی جديد با نام The Silent Enigma نمود که با تغيير محسوس سبک به موفقيت بزرگی نيز دست يافت. مخصوصا درخشش خواننده جديد بهمراه گروه که تلفيقی از تنظيم‌های ارکستری و ملوديهای غمناک با صدايی باشکوهتر از صدای خواننده قبلی که همه آنها دست‌به‌دست هم داده تا گروه به آرزوهای خود نزديکتر شود.



آلبوم باشکوه بعدی آنها با نام Eternity در نوامبر سال ۱۹۹۶ عرضه شد که پيشرفت موسيقيائی برتری بهمراه رسيدن به نقطه اوج سبک را گواهی می‌نمود. در حاليکه با انتشار اين آلبوم و توليد آهنگهايی بزرگ همانند Hope و Eternity Part 2 و Angelica مورد تحسين رسانه‌ها قرار گرفته بودند، گاهی اوقات هم از آنها انتقاد می‌شد.


تلفيقی از سازهای بادی با ملوديهايی که شباهتهای زيادی با کارهای پينک فلويد داشت بهمراه وضوح صدای خواننده ترکيب کاملی را ايجاد کردند. بازهم پس از توليد اين آلبوم آنها در فستيوالها و تورهای کامل بدور اروپا شرکت کردند. آناتما همچنان راهش را با بدست آوردن طرفداران پروپا قرص ادامه می‌داد. اولين ويدئوی کامل آنها در می همان سال با نام A Vision of A Dying Embrace که شامل تمام پيشرفتهای آنها با هم بود، می‌شد. در قسمتهايی از اين ويدئو اجراهای زنده آنها در کراکو و لهستان که بوسيله گروه My Dying Bride حمايت می‌شد، قابل رويت است.

هرچند موفقيت برای آنها هنوز هم ارزش داشت اما آنها تصميم به تعويض درامر گروه John Douglas گرفتند که سريعا Shaun Steels را جايگزين او نمودند. در بين زمانيکه درامر عوض شد گروه شروع به کار کردن بروی چند آهنگ از گروههای مختلف نمود که از برجسته‌ترين آنها می‌توان به آهنگهای معروفی از گروه پينک فلويد مانند One of The Few از آلبوم The Final Cut و Goodbye Cruel World از آلبوم The Wall اشاره نمود. شايان ذکر است که راجر واترز عضو اصلی پينک فلويد و سازنده اصلی اين آهنگها از درام در آنها استقاده نکرده است.

اثر خارق‌العاده و مشهور آنها به سال ۱۹۹۸ و با عنوان Alternative 4 منتشر شد. تفاوت جنس موسيقيائی در اين آلبوم بخاطر دخالتهای پررنگ بيسيست گروه Duncan Patterson بخوبی قابل درک است که آلبوم را تا حدودا ٪۸۰ در انحصار خود قرار داد. البته او در آلبوم قبليشان آثاری از خود بجای گذاشت که معروفترين آنها همان آهنگ سه قسمتی Eternity می‌باشد. از جمله آهنگهايی که در اين آلبوم فکر شنونده را می‌تواند مدتها به خود معطوف کند می‌توان به:
Shroud of False، Lost Control، Inner Silence، Alternative 4 و Regret اشاره نمود.
پايان قسمت دوم…


بعد از درخشش آلبوم موفق Alternative 4 تعويض ناموفق گروه منجر به رکود موسيقی آنان در آلبومهای بعدی شد که آن تعويض بيسيست گروه Duncan Patterson با عضو جديد Dave Pybus بود. بعلاوه Martin Powell نوازنده کيبورد گروه My Dying Bride بطور پاره‌ وقت به آنها ملحق شد. در حرکت جالب توجه ديگر آنها John Douglas درامر و عضو سابق گروه در روزهای پايانی سال به آنها پيوست.
آلبوم بعدی آنها با نام Judgement در ژوئن سال ۱۹۹۹ منتشر شد که با انتقاد جنجال برانگيزی مواجه شد.

از آهنگهايی که در اين آلبوم حرفی برای گفتن داشتند می‌توان به آهنگ One Last Good-bye، Deep و Emotional Winter اشاره نمود. گروه در همان سال در فستيوال Dynamo شرکت کرد. Martin Powell به گروه Cradle of Filth پيوست و کيبورديست قديمی Cradle of Filth که با آناتما در تورهايشان همکاری داشت بطور عضو دائم در گروه شروع به فعاليت کرد.


کمی قبل از انتشار آلبوم بعديشان با نام A Fine Day to Exit بيسيست گروه Dave Pybus کسيکه ديگر نتوانسته بود جای Duncan Patterson را در آناتما چه برای هواداران و چه در عرصه آهنگسازی بگيرد اعلام کرد که قصد ترک کردن گروه را دارد تا بيس گروه Cradle of Filth را بعهده گيرد و اين کار را انجام داد. George Roberts دوست قديمی آنها که قدم در جهت برگزاری تورهای آناتما برداشت و کسيکه دورادور از اخبار آناتما مطلع بود بعنوان نيمه وقت جايگزين بيسيست ناموفق گروه شد.

در سال ۲۰۰۲ Danny Cavanagh خواستار ترک گروه شد. طی اين امر Duncan Patterson عضو فعال، موفق و قديمی گروه دوباره به آناتما برگشت. در خلال اين جريانات آنها تصميم به انتشار بهترين‌ آهنگهای خود با نام Resonance 2 گرفتند که شامل کارهای قديمی‌شان هم می‌شد. اين کار دقيقا نماد يک شکست، در پی جريانات ترک اعضاء از گروه بود. هنوز هيچ خبری از آينده آناتما توسط هيچ رسانه‌ای داده نشده است. به اميد رسيدن دوباره آناتما به روزهای اوج و فرار از حيطه غرور.

www.anathema.ws

 
|+| نوشته شده توسط عباس در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385  |
 معرفی سه تن از پايه گزاران موسيقي jazz
شايد هيچ موسيقي ديگري مثل جز تا اين اندازه تأثيرگذار بر موسيقيها و موسيقيدانهاي ديگر كشورها تأثير نگذاشته باشد. اين يك موفقيت عالي براي چنين موسيقي غني و جذابي است.معرفی سه تن از پايه گزاران موسيقي (jazz)

1ـ (1931ـ 1877) چارلز بادي بولدن Charles Buddy Bolden

چارلز بادي بولدن اولين كسي است كه موسيقي بداهه را اجرا كرد، چيزيكه جز نام گرفت. او نوازندة فوق العادة كرنت نيواورلئان (ملقب به شاه كرنت) و همچنين يكي از بهترين نوازنده هاي هورن در دورة خودش بود.علاوه بر نوازندگي فوق العاده، صدايي واضح و رسا داشت و طرفداران بيشماري را به خود جذب كرده بود.گروه او براي اولين بار در حدود سال 1895 در نيواورلئان شروع به كار كرد و يكي از بهترين و محبوبترين گروههاي شهر شد.

2ـ (1938 ـ 1885) جوكينگ اوليور Joe King Oliver

جوكينگ اوليور يكي از مهمترين و برجسته ترين چهره هاي جز است. در حدود سال 1908 نواختن را آغاز كرد و يكي از نوازندگاني بود كه تأثير زيادي بر ارتقاء سطح موسيقي جز داشت.

يكي از چشمان او از بچگي نابينا بود و اغلب نشسته يا متمايل به ديوار ساز ميزد يا اينكه كلاهي لبه دار بر سر ميگذاشت تا چشم نابينايش را مخفي كند!

او به خاطر به كارگيري ابزاري روي سازش، كرنت، به منظور تغيير صداي آن بسيار معروف شد؛ روي سازش از ميوت (فلز، كائوچو و يا پلاستيك كه روي ساز ميگذارند تا ساز صدايي نرمتر توليد كند.)، كلاه لبه دار، بطري و ليوان استفاده ميكرد.

3ـ (1971ـ1901)لوئياستاچ مو آرمسترانگ Louis Satchmo Armstrong

لوئي آرمسترانگ اهل نيواورلئان بود و خانوادة بسيار فقيري داشت.دوازده ساله بود كه به خاطر شليك هوايي در شب سال نو، به مدرسة اصلاح و تربيت فرستاده شد و چهارده ساله بود كه از آنجا بيرون آمد.او در مدرسة اصلاح و تربيت تا اندازهاي نواختن ساز كرنت را ياد گرفت.


لوئي براي امرار معاش روزنامه فروشي ميكرد، بار قايقها را خالي ميكرد و زغال ميفروخت. آن موقع سازي براي خودش نداشت، ولي هميشه براي شنيدن موسيقي گروههاي مختلف به كلوپها ميرفت.جو كينگ اوليور محبوب آرمسترانگ و مثل پدر براي او بود. لوئي جو را ميپرستيد و او را «پاپاجو» صدا ميزد.اولين كرنت لوئي را كينگ اوليور به او هديه كرد و علاوه بر اين به لوئي اين ساز را هم آموزش داد.

آرمسترانگ يكي از بزرگترين موسيقيدانهاي جز بود، كسيكه جز اصيل و واقعي را معرفي كرد او نه تنها يكي از بهترين و بزرگترين موسيقيدانهاي امريكا كه يك ستارة بين المللي بود.

منبع ماهنامه موسيقی مقام
|+| نوشته شده توسط عباس در شنبه سی ام اردیبهشت 1385  |
 استينگ
 


اسلش


استينگ، يكى از مطرحترين چهره هاى موسيقى پاپ در دنيا و همچنين يكى از معروفترين خوانندگان و موزيسينهاى مدافع حقوق بشر و حامى حفظ محيط زيست چندى پيش تور كنسرتهاش در آلمان را در شهر مونيخ به پايان برد و مجموعه اى از ترانه هاى آخرين آلبومش يعنى Sacred Love عشق مقدس و همچنين قطعاتى جاودانى و قديمى از يك عمر فعاليتهاى هنريش را به طرفداراش عرضه كرد.


 



 


جدائى Sting از گروه Police در سال ۱۹۸۴، اونهم بعد از هفت سال فعاليت موفق، همگى طرفدارهاى اين گروه رو شوكه كرد، اما براى خود استينگ قدمى بود بس مهم و موفقيت آميز.


او كه در گذشته معلم ورزش و زبان انگليسى بود، پس از جدائيش از Police سبك كارش را تغيير داد و برعكس ساخته هاى اين گروه كه در آنها رگه هائى از موسيقى راك و فانك با موسيقى پاپ پيوند خورده بود، عناصرى از موسيقى Jazz، موسيقى كلاسيك، موسيقى هاى بومى، موسيقى Country و Reggae را وارد ساخته هايش كرد. خودش هم نوازندگى گيتار باس را كم و بيش كنار گذاشت و سراغ گيتار رفت. اولين آلبوم سلوى Sting تحت عنوان The Dream of the Blue Turtles در سال ۱۹۸۵ منتشر شد و موفقيت زيادى كسب كرد.


 


او كه در سال ۱۹۵۱ در نيوكاسلِ انگليس به دنيا آمده، در عرصه آهنگسازى و ترانه سرائى، يكى مطرحترين چهره هاى دنيا محسوب ميشود و از شخصيتهائى است كه در موسيقى پاپ تاثير و نفوذ زيادى داشته. نكته درخور توجه اين كه موفقيت Sting لحظه اى و كوتاه نبوده، بلكه او توانسته جايگاه و موفقيتش را در طى سالهاى متمادى حفظ كند.



سير صعودى استينگ در واقع از سال ۱۹۷۷ تا به حال ادامه دارد، يعنى از زمانى كه به همراهى Stewart Copeland و Andy Summer گروه Police را به راه انداخت. بد نيست بدانيد كه اسم واقعى استينگ Gordon Sumner است و به خاطر علاقه اش به پولوورهاى راه راه زرد و سياه، از همان دوران نوجوونى به Sting، به معنى تيغ و يا نيش شهرت پيدا كرده.


شكى نيست كه Sting از معدود هنرمندهائى در عالم موسيقى است كه در عرصه مسائل سياسى و اجتماعى بسيار فعال هستند. اين را از جمله ميتوان در آخرين آلبومش يعنى عشق مقدس ديد كه از زمان انتشارش تا به حال جايزه هاى صفحه طلائى و پلاتين زيادى كسب كرده و بسيار موفق بوده.


 


همانطور كه اشاره شد، يكى از ويژگيهاى اين خواننده، موضعگيرى و اظهار نظر در مورد مسائل سياسى و اجتماعى روز است. Sting در اين راستا، از همان دهه هشتاد ميلادى سعى كرده كه از شهرت و محبوبيت خود نهايت استفاده را بكند. او علاوه بر تأسيس بنيادى به اسم Rainforest Foundation براى حفظ جنگهاى آمازون، در سازمان Green Peace و سازمان عفو بين الملل فعاليت دارد.


 



 


در سال ۱۹۹۹، Sting آلبومى به اسم Brand New Day منتشر كرد كه بسيار موفق بود و يكى از ترانه هاش به اسم Desert Rose هم با توجه به همكاريش با شب مامى، يكى از خوانندگان معروف جهان عرب، محبوبيت زيادى كسب كرد. بعد از انتشار اين آلبوم، Sting دست به برگزارى كنسرتهاى متعددى در كشورهاى عربى از جمله دبى، عمان و قاهره زد. كه البته كنسرتش در مصر در دامان اهرام ثلاثه، نقطه اوج اين برنامه ها بود.



 


ناگفته نماند كه ترانه Desert Rose در قالب سى دى تك آهنگى هم روانه بازار شد. خود Sting ميگويد: “وقتى من به تهيه كننده هاى كارهايم گفتم كه ميخواهم اين ترانه را درآمريكا در قالب سى دى سينگل دربياورم، شوكه شدند و گفتند هيچ فرستنده راديوئى اين ترانه را پخش نخواهد كرد، چون خواننده اى در آن به عربى ميخواند. من هم در جواب گفتم كه اين مسئله برام مهم نيست و فرقى نميكند.”


پافشارى و تلاش Sting هم در اين راه و در عمل نتيجه بخش بود، خودش متذكر ميشود: ”ترانه Desert Rose در تمام دنيا مشهور شد، در آمريكا، در كشورهاى عربى، در اروپا و حتى در اسرائيل. با وجود اين ما نتونستيم كمكى به پيشرفت فرايند صلح خاورميانه بكنيم.”


بازتاب فعاليتها، نظرات و تأملات Sting درباره مسائل سياسى و اجتماعى جهان را ميتوان در آلبومهاى او ديد، از جمله همين آلبوم آخرش. آلبوم عشق مقدس، يك آلبوم خالص سياسى نيست، اما به گونه اى واكنش Sting است به فاجعه  يازدهم سپتامبر كه در جريان آن شمارى از دوستهاش را از دست داد.


دوازه قطعه آلبوم Sacred Love از عشق ميگويند، از مرگ، جدائى و جنگ و همگى اين ترانه ها در پس نواى تيره شان، لحنى اميداركننده دارند و از عشقى سخن ميگويند كه ميتواند، نجاتبخش روزهاى انسانها باشد.


بايد گفت كه ترانه هاى اين آلبوم، از پيچيدگى خاصى برخوردارند و شايد گاهى براى شنونده ديرهضم باشند. با وجود اين، قطعات آلبوم با توجه به تركيب سالمشان از موسيقى پاپ، موسيقى بومى، Soul ، Country و موسيقى آمريكاى لاتين ، شنيدنى هستند.


حضور سبكها و عناصر گوناگون، يكى از بارزترين ويژگيهاى آخرين آلبوم استينگ است. براى نمونه در يكى از قطعات به اسم Send Your Love كه حالا با هم ميشنويم، Vincente Amigo، يكى از نوازندگان چيره دست گيتار فلامنكو، گوشه هائى به شكل سلو اجرا ميكند و طبيعيست كه در قطعه اى به اين سبك، جاى كاستانيت يا قاشقك نبايد خالى باشد. در قطعه اى ديگر به اسم كتاب زندگى من، The Book of my life ، انوشكا شانكار، دختر رواى شانكار، نوازنده اسطوره اى سى تار، همكارى داشته است.


انتشار آلبومهاى موفق و برگزارى كنسرتهاى متعدد در سراسر جهان نشاندهنده محبوبيت و جذابيت Sting و موسيقى او است. آلبومهايش در سراسر دنيا تا به حال ۷۰ ميليون بار به فروش رفته و خودش هم شش بار موفق به دريافت جايزه معروف Grammy شده. تلاشهاى پيگير و فعاليت بى وقفه اش براى برخورد با مسائل سياسى و اجتماعى حتى باعث شد كه Sting در سال ۲۰۰۳ در حاشيه برگزارى مراسم اعطاى جوايز Grammy، به پاس خدمات بشردوستانه اش، به عنوان شخصيت سال انتخاب شود.


               


بد نيست به اين هم اشاره كنيم كه استينگ در نوسيندگى هم تجربه هائى كسب كرده و سال گذشته بيوگرافى خودنوشته اش رو تحت عنوان Broken Music، موزيك شكسته منتشر كرد كه به زبان آلمانى هم ترجمه شده است. در اين كتاب Sting از كودكيش ميگويد و از سختيها و رنجهائى كه در آن دوران متحمل شده، تا قدم به صحنه عالم موسيقى بگذارد.


او اولين تجربيات پيش و پاافتاده اش را در همون دوران بچگى با پيانوى مادربزرگش كسب كرد و سعى داشت كه درد و اختلاف و جدائى پدر و مادرش را با موسيقى تسكين ببخشد. خودش دراين باره ميگويد: ”موسيقى براى من نيروئى درمان بخش بوده و هنوز هم هست.” Sting در دوران نوجوانى و جوانى، به عنوان كمك راننده اتوبوس، كمك كارگر سر ساختمان، كارمند اداره دارائى و بالاخره به عنوان معلم كسب درآمد ميكرد.


در اوسط دهه هفتاد به همراهى زن و نوزادش، بدون پول و سرمايه راهى لندن ميشود و درآونجاست كه گروه سه نفره Police شكل ميگيرد. در سال ۱۹۷۸ترانه Roxanne پلى ميشود براى رسيدن اين گروه به شهرت و موفقيت و بيوگرافى خودنوشته Sting هم سرگذشت، خاطرات و تجربيات او را تا همين مقطع دربر ميگيرد.


 


براى رجوع به سايت رسمى Sting در اينترنت اينجا را كليك كنيد! 






صوتی : نيم نگاهى به زندگى Sting و ترانه هاى Roxanne Fields of Gold، Children’s Crusade و Desert Rose.




بخش دوم: آلبوم Sacred Love و بيوگرافى خودنوشته Sting.

 


منبع صدای آلمان:


www2.dw-world.de

|+| نوشته شده توسط عباس در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385  |
 متاليکا

هر گاه صحبت از موسيقی متال ميشود نا خود آگاه اولين گروهی که به ذهن ميرسد گروه متاليکاست که بجرات ميتوان گفت خيلی از علاقمندان به موسيقی متال در ايران  ابتدا با اين گروه آشنا شده هر چند در حال حاضر از اين گروه قدرتمند جز سايه ای محو بر دنيای متال باقی نمانده    

و بنوعی افول محسوس اين گروه را در سالهای اخير بالاخص با آلبوم آخر خود کاملا مشاهد نمود.در 28 اكتبر 1981 لارس آلريش نوازنده درام به جيمز هتفيلد نوارنده گيتار و خواننده پيشنهادي مي كند كه جيمز نمي تواند رد كند


 "من براي گروهم بر روي آلبوم متال جديد اسليگل جايي براي يك آهنگ دارم"


 حقيقت آن است كه لارس تا آن زمان گروهي نداشت ولي آن روز كه جيمز به او پيوست اين گروه ديگر شكل گرفته بود.آن دو اولين آهنگ را با يك دستگاه ارزان قيمت ضبط كردند در حالي كه جيمز وظيفه نواختن گيتار ريتم و باس را بر عهده گرفت,لارس نواختن درام را به عهده گرفت و به تنظيمات موسيقي كمك مي كرد و نقش گرداننده را داشت.


 سرانجام ران مك گاورني براي نواختن گيتار باس به گروه پيوست و ديوماستين وظيفه نواخنن گيتار ليد را به عهده گرفت. گروه اسم خودماني متاليكا يعني يورش متال جوان را اتخاذ كرد و شروع به اجراي برنامه در منطقه لس آنجلس نمود و در گشايش كنسرت هاي گروههايي چون ساكسون قطعاتي اجرا مي كرد.


آنها سرانجام دمويي تمام عيار با نام ــ نبود زندگي تا چرم ــ ضبط كردند . اين دمو در خارج و داخل توسط لارس و دوستان خريد و فروش كننده نوارهاي متالش پخش شد .


 نبود زندگي تا چرم توجهي نسبت به گروه زيرزميني متال برانگيخت و گروه,علاقمنداني خصوصا در سانفرانسيسكو و نيويورك يافت. آنها همچنين توجه گروه خوب وآينده دار تروما خصوصا نوازنده باس آنها يعني كليف برتون را جلب كردند


سرانجام متاليكا به شمال ايالت نقل مكان كرد و كليف به گروه پيوست در نيويورك يك نسخه از ــ نبود زندگي تا چرم ــ به صفحه فروشي جان زازولا كه به درستي بهشت متال نام داشت راه يافت. زازولا به سرعت متاليكا را استخدام كرد كه به شرق بيايند و چند برنامه اجرا كرده و آلبومي ضبط كنند.


گروه به نيويورك رفت تنها براي اينكه به اطلاع گرداننده / توليد كننده خود برساند كه « نوازنده ليد گيتارمان بايد برود » رادي مارك ويتاكر گيتاريست گروهي كه از قبل مي شناخت معرفي كرد و در اول آوريل 1983 كرك همت به متاليكا پيوست


  


آلبوم اول متاليكا به نام «« همه شان را بكش »» در اواخر سال 1983 انتشار يافت :


مغزم را پر مي كنيد با به اصطلاح معيارهاي خود به دنبال انتشار «« همه شان را بكش »» گروه به اجراي كنسرت در شهرهاي مختلف پرداخت.


در سال 1984 آلبوم دوم به نام «« بر آذرش بران »» ضبط و منتشر شد .


اين آلبوم در حالي كه لحن معترضانه « همه شان را بكش » را حفظ كرده بود هم از لحاظ موسيقي و هم از لحاظ مفاهيم شعري از آلبوم اول پخته تر بود .


قابل توجه ترين آهنگ ترانه چهارم است ; به معناي «« رنگ باختن به سوي سياهي »» اين آهنگ كه الهام گرفته از دزدي وسايل گروه در اوايل همان سال در بستون بود, به شكل نسبتا ژرفي به موضوع شكست و ناكامي مي پردازد .


گروه قراردادي با موسسه بزرگ مديريت «« كيو ـ پرايم »» و درست بعد از آن با كمپاني معروف ضيط «« الكترا »» بست : پيام آور بينش ترس


 در 1986 آلبوم سوم متاليكا با نام «« ارباب عروسكهاي خيمه شب بازي »» انتشار يافت و گروه به همراه « ازي آز بورن» به اجراي تور پرداخت .


متاليكا به بلنداي تازه مي رسيد : آلبوم به رتبه 29 دست يافت و از حظور 72 هفته اي در جدول پرفروش هاي آمريكا لذت برد . تور با ازي به آنها كمك كرد تا به طور وسيعي مورد توجه قرار گيرند . هنگامي كه بازوي جيمز به هنگام ورزش اسكيت بورد شكست گروه با افت كوچكي مواجه شد .


 جان مارشال تا بهبودي جيمز به گروه پيوست . با تور آزي كل گروه به اروپا رفت و تدارك سفر مخاطره آميز را به خاور دور ديد .


همه اميدوار بودند كه جيمز بتواند وظايف خود را در نواختن گيتار به عهده گيرد ولي در اولين برنامه اروپايي مارشال به جاي جيمز گيتار نواخت . جيمز در26 سپتامبر 1986 براي انجام كليه وظايف خود دوباره به گروه پيوست .


 اين آخرين باري بود كه گروه با كليف برنامه اجرا مي كرد.صبح روز بعد اتوبوس حامل اعضاي گروه به طور غير قابل كنترلي سر خورد و واژگون شد.در اين حادثه كليف برتون كشته شد . شايد بهترهمان بود كه متاليكا در همان جا كناره گيري كند؛ زيرا كليف از اعضاي اساسي گروه بود.


او علاوه بر نوازندگي باس, براي گروه مثل معلم و مربي بود . او فرزانگي موسيقايي و نگرش «« خودت باش »» را در اختيار گروه مي گذاشت. اما همان شناخت صحيح از كليف , خود اولين عاملي بود كه باعث شد گروه تصميم به ادامه دادن بگيرد :


 چيزي براي گفتن دارم جيسون نيوستد ازميان45 درخواست كننده براي عضويت درمتاليكا انتخاب شد.تصميم براين گرفته شدكه مجددا به هواي تورباز گردند تا هم نوازنده جديد باس را با امور آشنا كنند و هم سرپوشي برغم ازدست دادن كليف بگذارند.


      


گروه به بهانه معرفي جيسن صفحه اي از كليه آهنگ هاي ضبط شده منتشر شد.


صفحه با نام ««بازديدي دوباره-دوباره ازروزهاي گاراژ»» منتشر شد كه به نظر دنباله «« بازديدي دوباره ازروزهاي گاراژ»» است كه درسال84 به صورت « طرف-دوم» منتشر شده بود :


موجهاي وحشت مرا به زير مي كشد وقتي جيسن جاي ثابتي در گروه به دست آورد , گروه براي ضبط آلبوم چهارم خود «« ... و عدالت براي همه»»آماده شد .


و عدالت براي همه كه در اوت 1988 منتشر شد در رده بندي پرفروش هاي آمريكا به رتبه 6 دست يافت و نامزد دريافت جايزه «« گرمي»» براي بهترين گروه ««متال / راك »» شد .


 گروه دوباره به اجراي تور به شكل گسترده اي در تمام نقاط جهان پرداخت .


 گروه براي ترانه «« تك مانده »» جرات ساخت اولين ترانه ويديويي را به خود داد و سرانجام براي اجراي مستقل «« تك مانده »» به جايزه «« گرمي»» دست يافت :


در سال 1991 گروه آلبومي به نام خود با عنوان «« آلبوم سياه »» را منتشر كرد.



اين آلبوم كه با توليدكنندگي باب راك منتشر شد نسبت به آلبومهاي قبلي كاري تازه بود. آهنگ ها كوتاه تر و نوارها پر تر, عميق تر وبا يكنواختي كمتربودند آلبوم سياه فورا در تمامي جهان رتبه يك شد و هفته ها در صدر ماند . چندين ترانه از آلبوم سياه به صورت مستقل يا ترانه ويديويي منتشر شد .


گروه جايزه هاي متعددي از جمله يك «« گرمي »» براي خود آلبوم و چندين جايزه «« ام تي وي »» و جايزه موسيقي آمريكا را به خود ختصاص داد . گروه در توري موسوم به «« شامگاهي با متاليكا »» و در فستيوال هاي مختلفي به اجراي برنامه پرداخت :


 عشقي دوباره به زندگي ورزيدن پنج سال طول كشيد تا آلبوم بعدي متاليكا منتشرشد.


آلبومي با نام «« لود »» كه طولاني ترين آلبوم متاليكا تا آن زمان بود . اين آلبوم شامل 14 آهنگ بود و تمام ظرفيت موجود بر روي سي دي را پر مي كرد .


 اين آلبوم و نيز آلبوم «« ري - لود »» كه در سال 97 منتشر شد باز با توليد كنندگي باب راك همراه بود . هر دو آلبوم با هم نوشته و تقريبا هم زمان ضبط شد و ادامه دهنده راهي بود كه با««آلبوم سياه»» آغاز شده بود.ا


ز لحاظ موسيقي پرمحتوا و كوبنده,ترانه ها رها,قدرتمند و التقاطي بودند.



منصفانه نيست اگر بگوييم متاليكا تغيير زيادي كرد,چراكه گروه همان گروهي است كه««همه شان را بكش»» و «« ... وعدالت براي همه»» را ضبط كرده ولي دوقلوهاي لود,متاليكايي را نشان مي دهند كه دوران «« فقط نگرش ـ فقط سرعت »» را پشت سر گذاشته و به نگرش««خودت باش»» بازگشته است


شيطاني در كنارت آرميده : گروه 11 ترانه جديد را انتخاب كرد و سومين پروژه «« درون گاراژ »» خود را هم با همراهي باب راك ضبط كرد .


 آلبوم به درستي «« گاراژ الحاقي »» نام گرفت چرا كه تمام ترانه هاي گاراژي قبلي را همراه با 11 ترانه جديد در خود داشت


در سال1999متاليكا آلبوم زنده «« S & M »» را به همراهي اركستر سانفرانسيسكو و به رهبري مايكل كيمن منتشر كرد؛ آلبوم به سرعت در مكان دوم جدول ها جاي گرفت.


ترانه «ناپديد مي شوم» كه براي فيلم ماموريت غيرممكن 2 نوشته شده بود يكي از ترانه هاي اين آلبوم است .


در ژانويه سال 2001 "جيسون نيوستد" اعلام كرد كه از گروه كناره گيري كرده است .



درست بعد از شركت در جوايزESPN در آوريل همان سال, هتفيلد ,آلريش و همت به استوديو رفتند تا كار بر آلبوم بعدي را آغاز كنند و هتفيلد مسئوليت گيتار باس را بر عهده گرفت . اما در اول آگوست , تمامي برنامه هاي ضيط و ديگر برنامه هاي گروه قطع شد , و جيمز هتفيلد براي ترك مشروبات الكلي به يك مركز ترك مراجعه كرد و هم اكنون بهبودي يافته است .


در مورد آلبوم قديس خشم اين گروه حرف بسيار است که خود مقاله ای جداگانه ميطلبد در هر حال متاليکا را ميتوان يکی از تاثير گذار ترين گروه ها در درهه ۸۰ و ۹۰  ناميد که از محبوبيت بسياری هم برخوردار است.

|+| نوشته شده توسط عباس در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385  |
 Slash
 Slash كه نام اصلي او Soul Hudson مي باشد در 23 جولاي 1965 در ناحيه Hampstead در لندن به دنيا مي آيد . مادرش يك سياهپوست آمريكايي و پدرش يك سفيد پوست بود    

هر دوي آنها در زمينه هنري فعاليت مي كردند .مادرش طراح لباس در تاتر و پدرش تهيه كننده كارهاي هنري در ضبط آلبوم هاي موسيقي بود . Joni Mitchell و Neil YoungوDavid Bowie از مشتريان معروف او بودند .



Slash در سن 11 سالگي به همراه مادرش به آمريكا مي رود و بعد از مدتي پدرش نيز به آنها مي پيوندد .


در ان زمان اسلش با محيط جديدش مشكل داشت و به خاطر موهاي بلندش و نوع شلوار جين و تي شرت هايش يك بچه ي ناهنجار به حساب ميامد و اصولا رفتار او چه در خانه و چه در مدرسه با قواعد و مقررات ديگران همخواني نداشت و به عنوان يك bohemian شناخته شده بود. بعد از مدتي پدر به بقيه ي خوانواده پيوست و اسلش بيشتر از قبل در محاصره دوستان هنرمند پدر و مادر خودش قرار گرفت.


اسلش با موسيقي دان ها بيشتر معاشرت ميكرد و زندگي انان برايش جالب تر مي نمود و افرادي چونJoni Mitchell‚ David Geffen, David Bowie, Ron Wood و Iggy Pop تاثير زيادي به علاقه مند تر شدن اسلش به موسيقي شدند اما او هنوز ياد گرفتن هيچ سازي را شروع نكرده بود.


 Slash مي گويد :
چنين محيطي او را براي ورود به عرصه موسيقي مصمم تر كرد


در اواسط سال 1970 والدينش از هم جدا مي شوند و Slash به مادربزرگش سپرده مي شود . در همين ايام او جذب يك گروه دوچرخه سواري كراس به نام BMX مي شود و به سرعت در اين رشته پيشرفت مي كند


به سرعت در اين رشته پيشرفت مي كند   طوري كه ديگر كسي از پيروزي هاي او تعجب نمي كرد . او در اين گروه به يك حرفه اي تبديل مي شود و جوايز و پول هاي زيادي دريافت مي كند در دوران دبيرستان در سن 15 سالگي مادربزرگش يك گيتار اكوستيك به او هديه مي دهد .


 اگرچه آن گيتار فقط يک   سيم داشت ولي او توانست ياد بگيرد چطور با آن بنوازد .


اوايل تحت تاثير سبك موسيقي افراد و گروه هايي نظير : Led Zip , Eric Clapton , The Rolling Stone , Aerosmith , jimi Hendrix , Jeff Beck , Neil Young قرار مي گيرد .


او از آلبوم ( راك ) Aerosmith تقدير مي كند كه باعث مي شود زندگيش تغيير كند .
و خودش گفته است كه البوم ROCKS از Aerosmith تاثير زيادي در ادامه ي زندگي او داشته است.


 روزي ۱۲ ساعت با گيتار قراضه اش ور می رفت و تقريبا ديگه مدرسه نمي رفت و در كلاس يازدهم از مدرسه اخراج شد و از ان به بعد او زندگي جديدش را در اجتماع پر سر و صداي راك اغاز كرد.  سپس به پاريس مي رود و Jeff Beck و Joe Perry را ملاقات مي كند و چيزهايي از آنها ياد مي گيرد .و بعد از آن با بسياري از گروهها ي موسيقي همكاري مي كند مانند :


Lenny Kravitz , Paul Rogers , Iggy Pop, Michael Jackson , Brian May و ..


 اما جرقه ي اصلي تشكيل GNR وقتي زده شد كه اسلش با Steven Adler تشكيل دهنده ي گروه Road Crew ملاقات كرد كه دنبال يك خواننده ميگشت و او در همان جلسه Izzy Stradlin را به اسلش معرفي كرد.



Izzy يك نوار با صدا ي W. Axl Rose براي اسلش گذاشت و اسلش Axl را گير اورد و خواست كه او را از Izzy جدا كند و به گروه خودش ببرد اما دوستي Izzy وAxl قوي تر از اين حرف ها بود و اسلش بيسيست خود را به نام Duff McKagan پيدا كرد و به گروه خودش برد و بعد از ان انقدر تغييرات و جابجايي در گروه اسلش و Axl اتفاق افتاد تا دو طرف به تشكيل يك گروه مشترك به نام Guns N'Roses رضايت دادند .                                                                                                                           اسلش با حضور در اين گروه شناخته شد و با ترك اين گروه تقريبا گم شد. وقتي به گانز امد سبك جديدي در نحوه ي در اوردن صداي گيتار به وجود اورد و به عنوان يكي از ليد گيتاريست هاي بزرگ و مطرح تاريخ موسيقي شناخته شد.

 

بعد از ترك گانز گروه SLASH's Snakepit را درست كرد كه با اين گروه فقط يك البوم بيرون داد با عنوان IT'S FIVE O'CLOCK SOMEWHERE كه اصلا سبك گيتار زدنش با تمام كارهاي ديگه اش متفاوت بود و بيشتر طرفدارانش را دلسرد كرد!

 

اعضاي اين گروه عبارتند از :Matt Sorum, Gilby Clarke, Mike Inez, Eric Dover و Slash . بعد از البوم مذكور او قول داد كه Snakepit دوباره باز خواهد گشت.

 

در سال 1996 اختلافي بين Slash و Axl در مورد سبك موسيقي گروه به وجود مي آيد كه باعث مي شود Slash از گروه جدا شود .هنگامي كه Slash گروه GNR را ترك كرد بسياري از هواداران وي و مطبوعات اعلام كردند :

 

او با اين همه استعداد چكار خواهد كرد ! ابتدا آنها فكرمي كردند كه اين دو , دوباره با هم همكاري خواهند كرد , ولي Slash اعلام كرد : هر زمان كه Axl به موسيقي Rock بازگردد , حاضر است دوباره با هم همكاري كنند .


 


 وي سپس تصميم مي گيرد گروهي جديد تشكيل دهد . اين گروه Slash's snakepit نام گرفت . و اولين آلبوم گروه را به نام It's Five o'clock somewhere را بيرون داد اسلش هنوز چشم اميدي به گانز و اكسل داشت.مشكل فقط تفاوت ديدگاه انان در مورد گانز بود. گانز براي اسلش يك گروه راك بود در صورتي كه اكسل گانز را به سوي يك گروه با سبك techno/industrial مي برد .

 

اسلش در مصاحبه اي عنوان كرده كه اگر گانز بخواهد البومي به سبك راك درست كند او حاضر است با گانز همكاري كند . همچنين گفته كه Snakepit گروه من است و من به اين گروه تعلق دارم و حاظر نيستم با گروهي به نام Guns N'Roses روي صحنه بروم.

 

همانطور كه اسلش قول داده بود Snakepit دوباره شروع به كار كرد.و اسلش تنها باقيمانده از ورشن قديمي گروه بود. حدود ۳۰۰ نوار از افرادي كه مي خواستند در گروه باشند دست اسلش رسيد واسلش ‚Matt Laug عضو گروه Venice را به عنوان درامر و Johnny Griparic كه در SLASH's Blues Ball با اسلش كار كرده بود به عنوان بيسيست انتخاب کرد

 

.گيتاريست ريتم گروه عضو سابق گروه Dad's Porno Magazine و Alice Cooper ‚ به نام Ryan Roxie بود.او بعد از تورماقبل البوم گروه را ترك كرد و Keri Kelli جای او را پر کرد و خواننده Rod Jackson عضو سابق Ragdoll از ويرجينيا به انها ملحق شد.

البوم سرانجام در تاريخ October 10, 2000 بيرون امد به نام Ain't Life Grand . گروه شروع به برگزاري تور جديدي به همراه AC/DC در امريكا كرد كه نتايج خوبي براي گروه دربرداشت.

 

و بعد از ان به اروپا رفت اما در ميانه ي تور اسلش ذات الريه گرفت و بقيه ي تور را AC/DC به تنهايي ادامه داد. گروه براي استراحت به خانه برگشت.اعضا منتظر بودند تا اسلش حالش عادي شود و به گروه برگردد اما انها ديگر نمي توانستند صبر كنند و بدون اسلش شروع به كار كردند .


 

 و عكس العمل اسلش شبيه كاري بود كه راجر واترز انجام داد‚او اعلام كرد كه گروهي به نام Snakepit وجود ندارد!


 

و در نتيجه اعضا كه واقعا نمي توانستند بدون slash ادامه ي كار بدهند از هم جدا شدند و به گروه هاي ديگر پيوستند.اسلش اعلام كرد كه ديگر از تور رفتن و بالا و پايين پريدن خسته شده است.و ديگر حاضر نيست كه كارهاي تكراري انجام دهد. او تصميم گرفته كه خودش اهنگ بسازد و خودش البوم بزند.و ان هم در سبك هاي مختلف.

 

 اما جالب است بدانيد با تمام اين احوال اسلش دنبال درست كردن گروهي جديد همراه DuffوMatt و حتي شايدIzzy است! و درست در همين تابستان اسلش به همراه مت و داف اهنگ هاي خوب خوب ميسازد و دنبال يك خواننده ي قابل مي گردد. هر چه كه او الان مي سازد واقعا بايد جالب باشد چون حاصل تجربه هاي بزرگي بوده‚ او دارد به اسلشي كه ما توقع داريم نزديك مي شود.

 

. در جولاي سال 2002 گروه آخرين اجراي خود را انجام مي دهد و براي آلبوم بعدي آماده مي شود , ولي بعد از يك وقفه طولاني Slash اعلام مي كند كه گروه را منحل خواهد كرد , زيرا مي خواهد به تنهايي كار كند .

 

بعد مدتي كه به تنهايي اجراي Solo انجام مي دهد , در سال 2003 گروه جديدي به نام Velvet Rovelver را تشكيل مي دهد و اولين آلبوم گروه را به نام Slither بيرون مي دهد . Slash سال ها به هرويين معتاد بود تا اتفاقي در زندگي وي مي افتد و آن ازدواج با Renne Sura بود .

 

آنها در 10 اكتبر سال 1992 با هم ازدواج مي كنند و در سال 1997 از هم جدامي شوند . وي سپس در سال 2000 با Perla Ferrer ازدواج مي كند و در سال 2002 اولين فرزندش و در سال 2004 دومين فرزندش هم به دنيامي آيد .

 

 خودش مي گويد يك چيز در Slash هيچ وقت تغيير نمي كند : عشق او به موسيقي و به خانواده اش

خلاصه : مدت تمرين در روز : 12 ساعت


 

 نوع يادگيري : يادگيري به صورت شنيداري

 

سبك نوازندگي : Blues , Hard Rock , كلاسيك دهه 70

 

 تكنيك نواختن : استفاده سريع دست چپ و آزاد گذاشتن دست راست تكنيك گرفتن Pick : بين انگشت اشاره و شصت و گاهي فقط با انگشت

 

 نوع گيتارهاي مورد استفاده : Memphis Les Paul , Jackson Firebird , Charvel , Rich Mockingbird , Gibson , Guild Guitars

 

گيتار مورد علاقه : Gibson

آمپلي فاير مورد استفاده : Marshall

دستگاه افكت هاي مورد استفاده : M.X.R.10 , Dunlop Rackmount , Heil Talkbox , Boss DD-3 Digital Delay, Yamaha SPX 900

 دستگاه افكت مورد علاقه : Nady 950-GT Wireless System

 

نوع سيم مورد استفاده : Ernie Ball


 


  • Slash's Official Website (http://www.snakepit.org/)


  • Official Velvet Revolver web site (http://www.velvetrevolver.com/)


  • Slash Guitar Page (http://cosmos.oninetspeed.pt/slashguitarpage/)


  • Slash's World (http://www.slashsworld.com/)


  • Slash Online (http://www.slashonline.com/)


  • GN'R site with info on slash (http://gunners.gq.nu/)

    منابع:


    www.slashonline.com


    http://www.kasra747.com/index.php

                                      
  • |+| نوشته شده توسط عباس در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385  |
     بررسی موسيقی Joe Satriani (قسمت دوم)

    در اكتبر سال1987، Surfing With Alien، آلبوم بعدی جو توسط Relativity Records منتشر شد و به سرعت او را به شهرت رساند. اين آلبوم بيش از يك ميليون نسخه در امريكا به فروش رفت و پلاتينيوم شد و در سطح جهانی جو را به عنوان يك عنوان يك نوازنده بزرگ گيتار مطرح ساخت.


     


     اين آلبوم برتريهای جو را در آهنگسازی، اجراهای گوش نواز، سريع و با ابهت به خوبی نشان داد. مدت زيادی از انتشار آلبوم نگذشته بود كه جو به سوژه مجلات معتبر گيتار از جمله Guitar Player ،Guitar World ،Musician و... تبديل شد.


    Surfing With Alien به موفق ترين آلبوم Rock-Instrumental تبديل شد. آثار جو به واسطه قابليت خيره كننده اش در نواختن آنچه احساس می كند و آنچه مردم می خواهند بسياری از آرزوهايش را برآورده كرد و موفقيتهای اقتصادی فراوانی برايش به همراه آورد.



    در ماههای فوريه، مارس، سپتامبر و اكتبر سال 1988 جو در دو تور با Mick Jagger  كه از Rolling Stones جدا شده بود به عنوان نوازنده Lead Guitar شركت كرد.


    در نوامبر 1988 او آلبوم Dreaming #11 را منتشر كرد كه سه آهنگ آن در 11 ژوئن همان سال در تور Surfing With Alien در San Diego ضبط شده بود. اين آلبوم دومين نامزدی جايزه Grammy را نصيبش كرد. همچنين در اين سال در يكی از آلبومهای Stuart Hamm بنام Radio Free Albemuth برای سه آهنگ گيتار زد.



    اكتبر 1989 آلبوم بعدی جو بنام Flying in a Blue Dream منتشر شد كه به زودی به آلبوم موفقی تبديل شد. به خاطر اين آلبوم او برای سومين بار نامزد جايزه Grammy شد و آلبوم جو بيش از 000/750 نخسه به فروش رفت. در اين آلبوم ستريانی در شش آهنگ به عنوان خواننده هم ظاهر شده است. سال 1991 ستريانی به همراه Vai در آلبوم Hey Stupid با Alice Cooper همکاری کردند.


     پس از تقريبا دو سال نوشتن و ضبط، آلبوم بعدی جو آماده شد. جولای 1992 آلبوم The Extremist به بازار آمد و به يكی از بزرگترين موفقيت های تجاری او تبديل شد. آهنگ Summer Song چهارمين نامزدی جايزه Grammy را نصيب او كرد. از اين آهنگ بعدا در تبليغ واكمن Sony استفاده شد.


                  



    سال 1993 در ماه اكتبر آلبوم Time Machine (دو CD) با آهنگ هائی جديد و چند اجرای زنده به بازار آمد. اين آلبوم به موفقيتهای زيادی دست يافت و پنجمين نامزدی Grammy را نصيبش كرد.


    سال 1994 ستريانی به همراه گروه مطرح هارد راك Deep Purple به جای گيتاريست گروه Ritchie Blackmore در چند تور در ژاپن و اروپا شركت كرد و پس از آن دوباره بر سر كار خود برگشت. او با Deep Purple هيچ ضبط استوديويی نداشت.



    اكتبر سال 1995 هفتمين آلبوم او با نام Joe Satriani منتشر شد. تهيه كنندگی اين آلبوم را Glyn Johns بر عهده داشت و آهنگ My Worid برای جايزه Grammy نامزد شد.


     Glyn Johns تهيه كننده افسانه يی را كه قبل از اين تهيه كننده آلبومهای Honk Tonk Woman و Jumping Jack Flash (Rollin Stones) ،Let It Be (The Beatles) و آلبوم Led Zeppelin بوده است.



    اكتبر سال 1996 تور بزرگ G3 (مخفف Ghiddrah 3 به معنای سه گيتاريست) با شركت Vai دوست قديمی جو و Eric Johnson در آمريكای شمالی در مقابل جمعا 90 هزار تماشاچی 24 بار اجرا شد.


    همچنين مه 1997 تور G3 در اروپا با همراهی Vai و Adrian Legg برگزار می شود. 15 ژوئن 1997 تور G3 به همراه Vai، و گيتاريست جوان سبك راك - بلوز Wayne Shephard Kenny از پيروان Steve Ray Vaghaun و نوازنده ديگری بنام Robert Fripp (گيتاريست و نوازنده كيبورد سبك Progressive Rock/ Art Rock ، نوازنده گيتار در گروه مطرح King Crimson بين سالهای 69 تا 74) در امريكا شروع می شود و در نوامبر همان سال خاتمه می يابد. آلبوم G3 in Concert در ژوئن 1997 منتشر شد.



    اين آلبوم شامل يكی از كنسرتهای تور G3 در سال 96 به همراه  Vai و Johnson بود كه تحسين همگان را بر می انگيخت. در اين آلبوم هر كدام از اين سه گيتاريست سه آهنگ را با گروه خود اجرا كردند و در آخر بطور دسته جمعی آهنگهای:
    Going Down ،Red House و My Guitar Wants Kill Your Mama را اجرا كردند.

    |+| نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384  |
     بررسی موسیقی جز در دهه 1950 تا1971
    موسيقى جز ريشه هاى عميقى در فرهنگ و سنت آفريقايى دارد. اما با اين حال، جز به گونه اى منحصر به فرد سبكى كاملاً آمريكايى است. چنين گفته شده كه ريتم جز از سنت هاى موسيقايى آفريقا برگرفته شده در حالى كه هارمونى آن ريشه در سنت هاى موسيقايى اروپا دارد.


     


     


     در هر حال هيچ گاه نمى توان خط و مرز روشنى- براى تقسيم عادلانه جز _ بين اروپا و آفريقا ترسيم كرد. شايد يك تصوير صحيح تر آن باشد كه بردگان آفريقايى از اشكال ريتميك و هارمونيك اروپايى استفاده كردند تا موسيقى سنتى خويش را در جريان پردازشى تازه به منصه ظهور گذارند. اين بردگان بسيارى از عناصر صوتى، سنتى و القايى خود را حفظ كردند و به ويژه با حفظ هفت عنصر اساسى موجب گسترش بلوز _ علت اوليه شكل گيرى و نيز پيش درآمد موسيقى جز _ شدند.


    هفت عنصر پيش گفته عبارتند از:


     ۱- دستگاه آواز و جواب آواز كه در آن يك خواننده اصلى عباراتى را خوانده و مابقى گروه آواز او را همچون پژواكى تكرار مى كنند.


    ۲- ترجيع بند ها تكرارى كه شبيه ترجيع بند ها يا گروه هاى كر كليسايى است.


     ۳- شكل همسرايى و گروه سرايى آن.


     ۴- سنت هارمونيك موجود در قبايل مركزى آفريقا كه شامل يك نت پايه، يك دومينانت و يك درجه گام غالب موسيقايى است. اين فرآيند با سنت موسيقايى و هارمونيك اروپايى قابل قياس است.


     ۵- زمينه هاى معنوى و مضامين احساسى.


     ۶- رينگ شات يا حركات تفريحى.


     ۷- ريف يا عبارت هاى كوتاه و آهنگين كه در فرآيندى هارمونيك، با آكورد هاى متفاوت اجرا و تكرار مى شود.عناصر هفت گانه بالا علاوه بر اينكه موجبات رشد و توسعه بلوز و جز را فراهم آوردند، از ويژگى هاى جز مدرن نيز به شمار مى روند. به مانند تمام دوران هاى تاريخى، عصر پيدايش و شكل گيرى جاز نيز تاريخ دقيق و مشخصى ندارد.


     جز به تدريج توسعه يافته و بين سال هاى ۱۸۹۵ و ۱۹۱۷ شكل گرفت. اما به دلايل فقدان آثار ضبط شده در دوران هاى اوليه پيدايش جز اظهار نظر هاى قطعى در خصوص آن دوران كارى است بس مشكل.


     مى توان گفت كه جز اصولاً و مقدمتاً هنر نوازنده است، نه آهنگساز بنابراين به علت عدم دسترسى به نت ها يا آواز هاى ضبط شده، بحث و جدل در خصوص پيدايش يا رشد جاز مشكل تر نيز مى شود اما ۵ عامل مهم هستند كه به توسعه اوليه جز كمك هاى شايانى كرده اند و آنها عبارتند از:


    موسيقى دوره گردان و خنياگران، بلوز، عرضه ابزار هاى جديد مانند بانجو هاى ۴ سيم و ساكسيفون، پيدايش گروه هاى جديدى همچون «مارچينگ بند» و «برس بند»، موسيقى رگتايم (استفاده از ابزار در رگتايم مثلاً تنظيم پيانويى رگتايم براى برس بند). استفاده از ابزار در نواختن رگتايم عامل مهم پيدايش و تنظيم سبك نيواورلئان بود.


    اين روش همچون الگويى براى اركستراسيون و ابزار شناسى گروه «نيواورلئان» واقع شد و شايد حتى بتوان گفت كه ابزار هايى همچون «ترومبون» هم كاركرد يا نقش مقدماتى خود را مديون همين ابزار سازى هستند.


     هنگامى كه گروه «اوريژينال ديكسى لندجز» به انجام دو كار مهم مبادرت كرد، در حقيقت نهضت تازه شكل گرفته جاز را پيش تر و پيش تر راند. اول اينكه گروه به ضبط آثار خود پرداخت و دوم اينكه به گونه اى گسترده آنها را توزيع كرد و همين امر بر محبوبيت جز افزود.


    اما بايد توجه داشت كه كسب اين امتياز بدان خاطر نبود كه گروه oDjB در نوع خود بهترين بود، بلكه بدان علت بود كه شركت هاى ضبط و توزيع عميقاً نژاد پرست و متعصب بودند. oDjB


     تنها از موسيقيدان هاى سفيدپوست تشكيل مى شد و اين مقبول طبع آن شركت ها واقع شده بود.پس از آن گروه «كينگ اوليور كرئول» ظهور كرد. اينان همه مردانى سياهپوست و از بسيارى جنبه ها بهتر از oDjB بودند.


    دليل اين امر شايد آن بود كه گروه كينگ اوليور به ريشه هاى آفريقايى و سنت هاى بداهه نوازى پايبندتر بودند. گروه اوليور ثابت كرد كه اگر چه جز سبك موسيقايى خودانگيخته و سرشار از بداهه نوازى است؛ اما طرح ريزى، سازماندهى و نظم و ترتيب هم هيچ تنافرى با اجراى آن ندارد.


    متاسفانه همين ويژگى پايبند به نظم و نظام- كه زمينه رشد و موفقيت گروه اوليور را فراهم آورده بود- به ابزارى براى سقوطش به سراشيبى بدل شد. به دليل قوانين خشك حاكم بر گروه كه خلاقيت هاى فردى اعضا را سركوب مى كرد به سرعت از هم پاشيد. «جو» يا همان كينگ اوليور _ رهبر گروه _ بيش از پيش سختگير و زياده از حد متعصب بود.


    او به هيچ روى تمايل نداشت كه با سبك هاى ديگر جز درآميزد و بهترين نوازندگان گروهش آرام آ رام وى را ترك كردند تا شايد به جايى روند كه ايده هاى جديد در آنجا شكوفا شود. سبك نيواورلئان كه «جو» محكم بدان چسبيده بود، تا سال ۱۹۳۰ ديگر منسوخ شده و نسل بعدى جز در شيكاگو و نيويورك پاى مى گرفت.


    در دهه هاى ۴۰ و ۵۰ «جك كول»- كه اكنون با عنوان پدر جز شناخته مى شود- اولين كنسرت موفقيت آميز جز را بر پا كرد. وى كه بزرگ شده لس آنجلس بود، به نيويورك رفته و در «ساووى بالروم» معروف به كمال رسيد.


    در آن جا وى به مطالعه هيپى هاى آفريقايى _ آمريكايى پرداخت كه «لنيدى» - نوعى رقص با چرخش هاى سريع _ را باب كرده و به اجرايش مبادرت مى كردند. كول بعد ها خود بنيانگذار سبك ديگرى شد كه از لنيدى، حركات پرانرژى، حركات زمينى و شيوه هاى مختلف ايستادن تشكيل مى شد.


    از ديگر كسانى كه موسيقى جز را وارد فضايى جديد كرده و با كنسرت هاى خود هويت تازه اى بدان بخشيدند مى توان به دانيل ناگرين، كاترين دونهام، آلوين آيلى و تالى بتى اشاره كرد كه همگى در دهه ۶۰ مشغول به كار بودند.


    همچنين در دهه ۵۰ و با گروه هايى همچون گروه جان تايلور، جز وارد تلويزيون شد. در دهه ۸۰ نسل ام تى وى و راك، فانك و هيپ هاپ موجب شكل گيرى نگرش هاى جديد به موسيقى جز شدند. در طول دهه هاى ۴۰ و ۵۰ تعدادى از جزنوازان تگزاس _ به شيوه هاى گوناگون _ سعى در پيشبرد موسيقى جز داشتند.


    تلاش اينان موجبات رشد و توسعه نهضت «بى باپ» را نيز فراهم آورد. تاريخ نخستين برنامه ضبط شده اركستر «كوتى ويليامز» با نام «سراسر نيمه شب» به سال ۱۹۴۴ باز مى گردد كه در آن «هيوستون» به عنوان آلتونواز و «كلين هد وينسون» به عنوان خواننده بلوز حضور داشتند.


    همچنين همين وينسون در ۱۹۴۴ با همين گروه ويليامز در اجراى برنامه اى شركت كرده بود كه در آنجا «هارولدمانى جانسون» ترومپت نواز بود. اين برنامه با رهبرى «دوك الينگتون» و بين سال هاى ۱۹۶۸ و ۱۹۷۲ ضبط شد. در سال ۱۹۴۷ «ژنه رامى» نخستين عضو از اركستر سه نفره اى بود كه قصد داشت به عنوان پيانيست و آهنگساز موسيقى خود براى بلوز را ضبط و منتشر كند.


    اين كار بين سال هاى ۱۹۴۷ و ۱۹۵۲ به سامان رسيد و در همان هنگام نيز به عنوان پايدارترين و قدرتمندترين اثر گروه شناخته شد و صاحبنظران اين اجرا را در روند پيدايش و شكل گيرى جز مدرن «با اهميت» و «اوريژينال» ناميدند و باز هم همين گروه در ۱۹۵۲ شش نوازى ديگرى را اجرا كردند كه در آن «كنى دورهام» به نواختن ترومپت پرداخت. دورهام به گروه «چارلى پاركر» پيوست و در حقيقت جايگزين «مايلز ديويس» شد كه از ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۲ در اين گروه ترومپت مى نواخت.


     بعداً دورهام و رامى در نخستين برنامه ضبط «كوئينتت»، كه در سال ۱۹۵۳ انجام شد، شركت كردند و كمى بعد گروه «پيام آوران جز بيكلى» را با رهبرى و بنيانگذارى دورهام تشكيل دادند. به علاوه در اوايل نيمه دهه ۱۹۵۰ رامى نه تنها در برنامه ضبط كومبوى لستر يانگ بلكه در برنامه ضبط مايلز ديويس كه با نام «تولد سرد» شناخته شده نيز شركت كرد


    ادامه دارد


    ترجمه: مرضيه سليمانى‌(شرق)

    |+| نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384  |
     
     
    بالا